أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

917

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

حمزه : [ نام ] يك نوع مرو معرب « مروماهو » 5 است . الرسائلى : مرو گوناگون است : مروماحوز و آن نازك است ، مرو معطر ، مرو سفيد و مرو اردشيران 6 و اين قوىترين است . مرو ماحوز - « بوى مادران » است . ارجانى : [ اين ] - شاخه‌ها و گل‌هاى به رنگ غبار متمايل به سبز و خوشبوست . ( 1 ) . يا مرماحوز و مرماخور - Origanum maru L . ، سراپيون ، 352 ؛ ميمون ، 40 و 235 ؛ عيسى ، 4 130 . ( 2 ) . هيوفسيطيوس ، قس . بر بهلول ، 4 619 و Low , pf . ، 252 : هوفسطوس و هوفسطدوس . ( 3 ) . مرماهوز . ( 4 ) . مرو هميشه بهار . ( 5 ) . نسخهء الف : مرو و ما هو ، بايد خواند مرو ما هو . ( 6 ) . نسخهء الف : مرو اردشهران ، بايد خواند مرو اردشيران ، قس . شماره‌هاى 33 و 977 . 979 . مرو داسك 1 اين تخم‌هاى مرو وحشى 2 است . ( 1 ) . به اين شكل در ديگر منابع نوشته نشده است . II , VULLERS ، 1169 : مرو رشك - بزر المرو . در نسخهء فارسى حذف شده و عنوان‌هاى 977 و 978 و 980 در يك عنوان آورده شده است . ( 2 ) . المرو البرى ، نك . شمارهء 977 . 980 . مرو آزاد 1 رازى : [ اين ] شاخه‌هايى پوشيده از كرك سفيد ، همانند « جعده » است اما كرك آنها بيشتر است ؛ بويشان همان بوى مرو 2 ، خوش‌بو و تند است . الخليل : فاخور 3 نوعى گياه معطر 4 به نام « مرو » است ، برگ‌هاى پهن دارد و از ميانه‌اش سرهايى 5 شبيه نوك دم روباه بيرون مىزند . بر آنها گل‌هايى به رنگ سرخ تند خوش‌بو مىنشينند . مردم بصره آن را ريحان الشيوخ مىنامند ؛ پزشكان آنها مىپندارند كه آن جوانى را قطع مىكند 6 . ( 1 ) . ابن سينا ، 439 : مرمازاد ، Stein ، 1854 و II , Dozy ، 584 : مرماراد . طبق محيط اعظم ، IV ، 80 مرو آزاد - مرمازاد . ( 2 ) . المرو ، نك . شمارهء 977 . در ابن سينا ، 439 و II , Dozy ، 584 به اشتباه « المرّ » . ( 3 ) . الفاخور - نام عربى « مرو » ؛ نك . شمارهء 764 .