أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
857
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
892 . كروه 1 شخص مورد اعتمادى خبر داد كه از كشمير ريشههايى به اين نام مىآورند . در گرماى شديد [ مردم ] با خوردن [ كروه ] خنك مىشوند ، زيرا از اين لحاظ بسيار نيكوست . گاهى آميخته با بيش مىنمايد و مىتوان آنها را اينگونه تمييز داد كه [ بيش ] سنگين ، سخت ، سياه در محل شكستگى است ، مىدرخشد و در آب فرو مىرود اما [ كروه ] شناور مىماند 2 . گاهى مقدارى [ بيش ] در آن بهجا مىماند و اگر اندك باشد 3 ، آنگاه در دهان خورنده [ كروه ] كف پديد مىآيد و براى مدتى بىهوش مىشود اما سپس به هوش مىآيد . اما اگر مقدار [ بيش ] زياد باشد 4 ، آنگاه درجا مىكشد . گاهى [ كروه ] با ناخالصى مارچوبه 5 و زنجبيل پيدا مىشود . يكى از اهالى مولتان حكايت كرد كه داروگران مولتان در تبها مادهاى به اين نام به كار مىبرند و آن شبيه صمغ يا شيره به رنگ زرد متمايل به سياه است . برخى داروگران مىگويند كه [ كروه ] ريشههاى « كاسنى دشتى » است . ( 1 ) . در ديگر آثار داروشناسى نوشته نشده است . اين واژه در صيدنه سه بار ديده مىشود ؛ نك . شمارههاى 194 و 888 ، يادداشت 3 . اين عنوان در Picture ، 132 درج شده است . ( 2 ) . قس . جملههاى پايانى در شمارهء 194 . ( 3 ) . چنين است در نسخهء فارسى ؛ نسخهء الف : « زياد باشد » . ( 4 ) . چنين است در نسخهء فارسى ؛ نسخهء الف : « اندك باشد » . ( 5 ) . نسخهء الف : الهليوژ ، بايد خواند الهليون ، نك . شمارهء 1095 . 893 . كرنب 1 - كلم اين به رومى اغريا 2 ، نيز اغرسودوطوس 3 ، اغرسطتورون 4 ، و بديلثون 5 ، و به سريانى كرابا 6 ست . جالينوس و صهاربخت : « كلم مصرى » 7 ، « دريايى » 8 و « دشتى » 9 وجود دارد . « [ كلم ] دشتى » گرمتر از بستانى است . رازى « [ از كلم ] موصلى » 10 [ نام مىبرد ] . اطيوس : * كلم دريايى همان « حب النيل » 11 است . مىگويند كه معناى [ واژه ] قنّبيط 12 - « قنّ نبط » است ، يعنى « نبطيان آن را كاشتهاند » . تتران 13 - قنبيط دشتى است و در سرزمين « اسپيجاب » ، « شاش » ، « فرغانه » و « سروشنه » مىرويد 14 .