أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

828

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

ابو زيد بلخى در كتابى كه در علم اكسير 2 تأليف كرده است در طريق ساختن قلقند چنين آورده است : زاگ سرخ 3 را خرد بكوبند ، در قاروره‌اى كنند و چندانى آب كرفس برو ريزند كه اجزاى زاگ را تمام بپوشد . پس قاروره را در سرگين گاو پنهان كنند 4 و تا بيست روز بگذارند . چون اين مدت بگذرد او را از سرگين گاو بيرون گيرند و بگذارند تا [ زاگ ] در قاروره خشك شود . آن‌گاه مقدارى سركهء باقوت 5 در او ريزند ، بار ديگر او را در سرگين گاو پنهان كنند و مدت چهل روز بگذارند . چون [ قاروره را ] بيرون گيرند ، قلقند شده باشد 6 . اگر كسى خواهد كه از « قلقند » ، قلقندار 7 سازد طريق آن باشد كه چون قلقند تمام شود ، او را در كوزهء پاكيزه يا قدحى كند و آن كوزه را در گل گيرد و در تنور گرم كرده شبى بگذارد . چون آن را بيرون گيرد ، قلقدار 8 باشد . محمد زكريا 9 و جز او از اطباء در ساختن « قلقند » چنان آورده‌اند كه زاگ [ زرد ] را در آب حل كنند و چون اجزاى زاگ در آب گداخته شود ، بگذارند تا صاف گردد . آن‌گاه اجزاى مس 10 كه به واسطهء سوهان از او جدا شده بود در او فكنند و او را در او بپزند تا چندانى كه لون او سبز شود . [ سپس ] بگذارند تا ببندد 11 . اگر خواهند بر هر بيست درم سنگ [ زاگ ] يك درم سنگ نوشادر 12 برافكنند و بگذارند . طريق ديگر آن است كه زاگ را در آب تر كنند و بگذارند . آن‌گاه زاگ زرد را بپزند و بگذارند تا صاف شود ، [ سپس ] به وزن او از اين زاگ زرد صاف كرده با او به هم بياميزند . [ آن‌گاه ] به وزن يكى از اين دو [ زاگ ] ، « زاگ گرد » 13 صاف كرده با او به هم بياميزند و به وزن يكى ازين دو زنگار 14 بر او فكنند . [ مخلوط ] را بگذارند تا جمله اجزاى او حل شود ، [ محلول ] صاف گردد و به تدريج ببندد . در ساختن « قلقدار » طريق ديگر گفته‌اند سهل‌تر از اين . بايد كه زاگ را در آب حل كنند و بگذارند تا صاف شود . [ آن‌گاه ] هم سنگ او « زعفران آهن » 15 بر او افكنند و [ مخلوط ] را بپزند و بجوشانند تا لون او سرخ شود . اين نوع [ زاگ ] در منافع قائم مقام [ زاگ ] سورى 16 است . اگر آب زاگ صاف كرده را روى زنگار ريزند و بر آتش بريان كنند تا لون او سرخ شود ، در منفعت چون « قلقدار سورى » باشد . جالينوس گويد : قلقديس به مرور ايام قلقطار شود . در كتاب النخب آورده است كه قلقطار يك نوع است از انواع زاگ‌ها ، لون او زرد باشد و چون به آتش بريان كرده شود ، لون او سرخ شود چنان‌كه لون شنگرف 17 . [ در پى