أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
818
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىرود ؛ آن را از راه آسيا كردن مادهاى به شكل تار عنكبوت كه در درون نى Calamos aromaticus وجود دارد ، تهيه مىكنند ؛ Lane ، 957 . « نى خوشبوى » را با وج - Acorus calamus L . يا SWERTIA CHIRATA Ham يكسان مىدانند ؛ سراپيون ، 248 ؛ ابن سينا ، 615 ؛ ميمون ، 329 ؛ عيسى ، 56 . ( 2 ) . نىبوّا ، به فارسى « نى بويا ( خوشبوى ) » . ( 3 ) . قالاموس اروماطيقوس - يونانى ؛ ديوسكوريد ، I ، 15 . ( 4 ) . ابن سينا 615 : « به تكههاى بسيار مىشكند » . ( 5 ) . ذرور - مادهء معطر ؛ نك . يادداشت 1 . ( 6 ) . تلك ( ؟ ) . نام هندى « نى خوشبوى » بچ ( bac ) يا وچ ( was ) است ؛ Platts ، 135 و 1182 ؛ Dutt ، 252 . ( 7 ) . البيلم ، نك . در شمارهء 673 . 844 . قصب 1 - نى معمولى ديسقوريدس 2 : [ نى مىتواند ] ميانپر باشد كه از آن تير سازند ، ماده باشد كه از آن سرناى 3 سازند ، كلفت با گرههاى بسيار باشد كه از آن قلم سازند ، كلفت باشد كه در كنار رودخانهها رويد و از باد به جنبش درآيد . نىاى نيز يافت مىشود كه در كنار پرچين باغها مىرويد و آن نازك است . پولس از « نى تير » 4 ، « نى خوشبو » و « نى فارسى » [ نام مىبرد ] . ( 1 ) . Phragmites communis Trin . مترادف Arundo phragmites L . ؛ يا نى بلند - Arundo donax L . ؛ سراپيون ، 310 ؛ ابو منصور ، 445 ؛ ابن سينا ، 614 ؛ عيسى ، 13819 . ( 2 ) . ديوسكوريد ، I ، 92 . ( 3 ) . شريانات الزمر ، بايد خواند سرنايات الزمر ( سرناى يا زرنا ) ؛ نسخهء فارسى : ميزامير - ناىها ؛ ديوسكوريد ، I ، 92 : السن النايات - « زبانهاى ناىها » . ( 4 ) . قصب النيل ، بايد خواند قصب النبل ، نسخهء فارسى : « يكى را « قصب النبل » تعريف كرده است قصبى كه ازو تير سازند » . 845 . القصب الفارسى 1 - « نى فارسى » به رومى قالامس 2 ، نيز فراغماطيس 3 و به سريانى قنيادبساما 4 است . صهاربخت : بايد از « پنبهاى » كه در اطراف اين [ نى ] است ، پرهيز كرد زيرا اگر داخل گوش شود و آنجا بماند ، موجب كرى مىشود .