أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

794

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

806 . فينك 1 - سنگ پا حمزه : اين سنگى متخلخل است كه روى آب شناور مىماند و فرو نمىرود . [ سنگ پا ] در جزيرهء سيسيل يافت مىشود ، آن را « قيسور » 2 نيز مىنامند . ( 1 ) . نام فارسى است ؛ II , Dozy ، 295 ؛ II , Vullers ، 703 . ( 2 ) . القيسور ، نك . شمارهء 869 . حرف ق ( قاف ) 807 . قاقلّة 1 - هل [ اصل ] آن از « سرزمين طلا » است ، به هندى ككولا و تلا 2 [ ناميده مىشود ] . [ هل ] دو نوع است : درشت 3 و ريز 4 . [ هل ] درشت در كپسولى شبيه « جوز » اسپند قرار دارد ، تخم‌هايش سياه و به شكل [ تخم‌هاى ] گشنيز است . مىگويند كه [ اين كپسول‌ها ] گردند و هريك از آنها از سه بخش تشكيل شده است ، تخم‌ها نيز سه تا و نزديك هم قرار گرفته‌اند . مزه‌اش همان مزهء كافور است ؛ اين [ دارو ] كمياب و گرانبهاست . [ هل ] ريز همانند پسته كشيده و دراز است ، آن را به‌جاى خيربوا 5 به كار مىبرند و آن نيست كه برخى مردم مىپندارند . زيرا ميوه‌هاى خيربوا درشت‌تر ، سه سطحى و پوشيده از كرك‌اند ، آنها را به صورت از هم پاشيده مىآورند . [ هل ] ريز اگر به صورت از هم پاشيده باشد ، هنديان آن را ايل 6 مىنامند و اگر در كپسول باشد - ايلاچى 7 . « ايل » با « هيل » 8 شباهت دارد و « هيل » همان « خيربوا » است . يحيى و خشكى : [ هل ] از نظر خوشبويى با كبابه برابر و شبيه بوى كافور است . آن را از سفاله مىآورند . اين دانه‌هايى شبيه نخود درشت است ، آنها پيچيده [ در پوسته‌اند ] و اگر آنها را بماليم ، به دانه‌هاى ريز تبديل مىشوند . رازى : [ هل ] درشت تخم‌هايى است به اندازهء نخود ، آنها سياه‌رنگ‌اند و اگر آنها را بماليم خرد مىشوند . در آنها مغزى سفيد وجود دارد كه زبان را مانند كبابه مىگزد و بويى خوش شبيه بوى كافور دارد . [ هل ] ريز نيز رنگ و بوى [ هل ] درشت را دارد جز اين كه به اندازهء عدس است . جانشين آن هال 9 است . الحاوى و ديسقوريدس : [ هل ] با كاسبرگ 10 است و بىكاسبرگ ؛ [ هل ] با كاسبرگ مزاج را شديدتر خشك مىكند .