أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
787
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
798 . فوّة الصبّاغين 1 - روناس به هندى منت 2 ، به فارسى روين 3 ، در جرجان روغناز 4 [ ناميده مىشود ] و آن دو نوع است : با گرههاى بسيار و با گرههاى اندك . [ روناس ] با گرههاى بسيار كردن 5 [ ناميده مىشود ] . در پى آن زوزنى 6 است ، آن را يزدونى 7 [ نيز ] مىنامند و آن نازكتر و سرختر از [ روناس ] قبادى 8 است . بهترين [ روناس ] بردعى 9 در ارمنستان است ، آن را به جرجان ، سجستان و مكران صادر مىكنند و به هند و زنج نيز مىبرند و آن ريشههاى كلفت سرخ تيره است . پس از آن قبادى است و هنديان اين [ نوع ] را بيشتر دوست دارند . در بلخ نوعى [ روناس ] به نام « حفضوى » 10 وجود دارد ، آن پستتر از [ نوع ] قبادى اما بسيار شبيه بردعى است . براى تشديد رنگش آن را در آتش كورهء خالى [ از خاكستر ] 11 برشته مىكنند ؛ [ سپس ] با بردعى مىآميزند . [ كيفيت روناس ] در ديگر جاها چنان نيست تا صادرش كنند 12 . [ روناس ] تخمهاى سرخ به اندازهء « برنگ » 13 يا تخمهاى فرفخ موسوم به « فقد » دارد . گوشت روى آنها شبيه گوشت دانهء مورد است ؛ آنها شيريناند ، با آن شراب را رنگ مىكنند . شرابفروشان اين [ تخمها ] را آسيا مىكنند ، در پارچهاى مىپيچند و در خم [ شراب ] مىاندازند . [ روناس ] به رومى اوريزودينوس 14 ، نيز اوروديس 15 ، به سريانى فوثا 16 [ ناميده مىشود ] . ديسقوريدس : [ ميوههاى روناس ] 17 در آغاز رشد سبز است ، سپس سرخ و هنگامى كه مىرسد سياه مىشود . ريشهاش نازك و سرخ است . ملكى 18 : [ روناس ] دشتى و بستانى است . مردم انطاكيه آن را مىكارند زيرا در نزد آنها اندك است . ابو حنيفه : [ روناس ] ريشههاى سرخ است ، گياهش باريك است ، بر سرش تخمهاى خيلى سرخ بسيار آبدار وجود دارد ؛ با اين آب مىنويسند . [ روناس ] ميوههاى گرد سرخ شبيه مهرههاى عقيق دارد ؛ در آنها آب سرخرنگ وجود دارد كه با آن مىنويسند . ( 1 ) . به عربى به معنايى « روناس رنگرزان » - Rubia tinctorum L . ؛ سراپيون ، 406 ؛ ابو منصور ، 424 ؛ ابن سينا ، 567 ؛ عيسى ، 17 157 . نيمه اول اين عنوان در Picture ، 129 درج است ؛ ترجمهء روسى منابع عربى ، II ، 142 . ( 2 ) . نسخهء الف : منت نسخهء فارسى مزيت ، قس . Dutt ، 179 : platts , manjit ، 1004 : مجيتهه