أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
778
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
785 . فقّاح الزفت 1 الميامر : اين همان است كه روى زفت مايع مىايستد . ( 1 ) . با استناد به توضيح بالا مىتوان حدس زد كه آنچه روى زفت « مايع » ( الزفت الرطب - سقز ، تربانيتن ) مىايستد ، در اصل از سقز ( تربانتين ) تشكيل يافته است . نك . شمارهء 500 ، يادداشتهاى 9 و 10 . در نسخهء فارسى حذف شده است . 786 . فقوص 1 - خربزه نارس ابو معاذ : [ اين ] كونده 2 و به معناى « خربزه نارس » است ؛ اين به عربى حدج 3 و به فارسى سفجه 4 است . ( 1 ) . Cucumis melo L . . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . كونده ، قس . II , Vullers ، 922 . ( 3 ) . الحدج ، قس . Lane ، 530 . ( 4 ) . سفجه ( II , Vullers ، 300 ) ، قس . سپچه ازبكى . 787 . فقّاع 1 اين به رومى ذوسوس 2 و به سريانى روزنكلاه 3 است . حمزه [ آن را ] « گندم افشره » 4 [ مىنامد ] . [ معناى ] اوليه تفقيع 5 چنين است : گلبرگ را به شكل گلوله درمىآورند ، سپس با انگشتان ضربهاى بر آن وارد مىآورند ، آنگاه صداى تركيدن [ گلبرگ ] به گوش مىرسد 6 . ( 1 ) . نوشابهاى همانند آبجو كه از دانههاى گوناگون با افزودن علفهاى دارويى به دست مىآيد . دربارهء شيوهء تهيهء فقاع نك . محيط اعظم ، I ، 364 ؛ آ . لوكاس ، مواد و صنايع دستى مصر باستان ، مسكو 1958 ، ص 46 - 47 . نيز قس . ابو منصور ، 438 ؛ ابن سينا ، 549 ؛ II , Vullers ، 686 . ( 2 ) . ذوسوس - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 88 ؛ بر بهلول ، 68422 . ( 3 ) . روزنكلاه ( ؟ ) . ( 4 ) . گندم افشره . ( 5 ) . التفقيع و الفقاع هر دو از يك ريشهاند . ( 6 ) . قس . شمارهء 782 ، يادداشت 4 .