أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
756
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 6 ) . دافنى - يونانى ، ديوسكوريد ، I ، 83 ؛ قس . شمارهء 432 ، يادداشت 2 . 747 . غبيراء اگر گل غبيراء را بو كنيم ، سبب زكام شديد مىشود ، درمان اين [ زكام ] بو كردن برگهاى بيد است . هنگامى كه شيرهء گلهاى غبيراء بيرون مىزند ، از آنها مايعى مىچكد كه بوى پيشاب موش مىدهد . * حمزه : [ اين ] به زبان مردم فارس سلسك 2 است ؛ سلس 3 نام فرشتهاى است و خرزه سلس 4 از همينجاست . درهء سلس درهاى است كه نيزه مىراند 5 [ ؟ ] . ريحانه 6 را « سيس بوان » 7 مىنامند كه دارويى است به نام « سلس » و اين « مكنان » 8 است . ابو حنيفه : [ غبيراء ] به سبب رنگ برگهايش چنين ناميده شده است 9 . ابو نؤاس : گر ميوه خواهد دلت * غبيراء خواه از بوى خوش [ غبيراء ] ( 1 ) . نام عربى : الف ) Sorbus domestica L . ، مترادف Pirus sorbus Gaertn ؛ ابو منصور ، 412 ؛ ابن سينا ، 801 ؛ ميمون ، 405 ؛ عيسى ، 18 151 ؛ ب ) Elaeagnus angustifoli L . ( سنجد ) ؛ سحاب الدينوف ، 260 ؛ محيط اعظم ، III ، 242 ؛ نيز قس . اننكوف ، 131 . ( 2 ) . سلسك ( ؟ ) ، چنين است در نسخهء الف ، نسخهء فارسى : سسنك . ( 3 ) . سلس ، نسخهء فارسى : سسن . ( 4 ) . خرزه سلس - « مهره سلس » ؛ نسخهء فارسى : مهرهء كه او را « خرزهء سسن » گويند به لغت عرب به آن فرشته نسبت كردهاند . سلس به عربى به معناى « نخى است كه مهرهها را با آن به رشته مىكشند » ؛ lane ، 1404 . ( 5 ) . نسخهء الف : وادى سلس وادى يطرد الرماح ، نسخهء فارسى : و از خواص آن مهره آن است كه باد را از امعا براند [ بهجاى « الرماح » مىخواند « الرياح » ] چون بر شكم بسته شود و موضع آن مهره وادى معروف است . ( 6 ) . ريحانة ، شايد ريّحة باشد ، زيرا چند گياه را ، از آن جمله مكنان ( Lane ، 1182 ) كه در اينجا از آن نام برده مىشود ، « ريّحة » مىنامند ؛ نك . يادداشت 8 . ( 7 ) . سيسبوان ( ؟ ) . ( 8 ) . نسخهء الف : مكان ، بايد خواند مكنان ، قس . لسان العرب ، XIII ، 414 ؛ lane ، 1182 و 3022 . مكنان در فرهنگها همچون علفى شبيه برگهاى كاسنى توصيف مىشود . تعلق قطعهء * 8 به اين عنوان مورد ترديد است . ( 9 ) . غبيراء از « غبرة » ( خاكسترى ، رنگ غبار ) ساخته شده است .