أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
717
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
خلوقى 4 اند . ( 1 ) . نام عربى به معناى « عروس ، عروسك » - Nymphaea lotus L . ( يونانى ) ؛ عيسى ، 15 125 ؛ ميمون ، 252 ؛ II , Dozy ، 110 . اما نقل از ديوسكوريد كه در اينجا آورده شده با آنچه درباره در ترجمهء عربى ديوسكوريد ، IV ، 95 گفته مىشود ، مطابقت ندارد بلكه ترجمهء مختصر محتواى فصل ديگرى از ديوسكوريد ، III ، 126 درباره ( عروس ) - نيلوفر آبى زردرنگ - Nuphar luteum L . است ؛ تئوفراست ، 547 . نيز نك . شمارهء 1064 ، II , Low ، 280 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى ب ، پ و فارسى حذف شده است . ( 2 ) . قبة ، ديوسكوريد ، III ، 126 : « برگهايش شبيه برگهاى گياهى به نام قيبوريون است » . ( 3 ) . ثمرة ، ديوسكوريد ، III ، 126 : بزر - « تخم » . ( 4 ) . خلوقى ، نك . شمارهء 595 ، يادداشت 13 . 703 . عرفط 1 ابو حنيفه : [ عرفط ] از عضاه 2 است ، [ روى زمين ] پهن مىشود و به بالا نمىرويد ؛ برگهاى پهن و خارهاى تيز دارد . گلهايش سفيدند و از آنها ميوههايى 3 شبيه [ نيام ] باقلا پديد مىآيد . [ عرفط ] داراى صمغى است كه پيوسته جريان دارد و در پاى [ درخت ] چيزى مانند سنگ آسيا [ به وجود مىآيد ] و بويى تنفرآور دارد . ( 1 ) . Acacia orfota Forsk . ، مترادف Lane ; Mimosa orfota Forsk . ، 2017 ؛ عيسى ، 2 3 ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 44 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . العضاه - درختان بزرگ خاردار ، نك . شمارهء 611 ، يادداشت 3 . ( 3 ) . علّف ، نك . شمارهء 95 ، يادداشت 10 . 704 . عزوق 1 ابو حنيفه : مىگويند كه اين پستهاى است كه بار نمىدهد و آن را نمىكارند 2 . [ عزوق ] دباغىكننده است 3 . ( 1 ) . در فرهنگها نشان داده مىشود كه عزوق ( يا عزوق ) ميوهء بىمغز پسته ( فستق ) - بز غنچه است ؛ لسان العرب ، X ، 250 ؛ I , Vullers ، 235 . به احتمال زياد منظور مازويى است كه بر اثر نيش شتهها روى برگهاى پسته - Pistacia vera L . - به وجود مىآيد . اين حدس با اشاره به نسخهء فارسى كه « عزوق » را به فارسى بزغند مىگويند ، تأييد مىشود ؛ نك . يادداشت 2 . نيز قس . عيسى ، 1 142 .