أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
704
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
* عبيد [ بن ] الابرص : اين شراب است ملقب به « طلا » ، همان گونه كه گرگ ملقب به « ابو جعده » است 2 . طلا 3 شراب غليظ شبيه مرهم شتر 4 است . او مىگويد كه اين « شراب انگور » 5 است . ديدم شرابها چون طلا * گاه شهر با شهر قياس كنند و اين حلال است و آن حرام * چونان كه گرگ را ابو جعده لقب دهند ( 1 ) . طلا به معناى « مرهم ، صمغ » است ، شرابى را كه پخته و به يك سوم حجم اوليه رساندهاند چنين مىنامند و اين همان « مىپخته » فارسى است ؛ Lane ، 1876 ؛ لسان العرب ، XV ، 11 ؛ نيز قس . ابن سينا ، V ، 233 ، يادداشت 2 . ( 2 ) . * اين جمله در فرهنگهاى Lane ( 1876 ) و لسان العرب ( XV ، 11 ) نيز آمده است و در آنجا گفته شده است كه هنگامى كه المنذر مىخواست عبيد بن الابرص ( شاعر پيش از اسلام ، در سال 554 ميلادى كشته شد ) را بكشد ، شاعر خطاب به او اينچنين سخن مىگويد ، وانگهى مىخواست بگويد : « تو مىخواهى جوانمردى خود را به من نشان دهى ، درحالىكه آماده مىشوى تا مرا بكشى . تو به گرگ مىمانى كه رفتارش بد اما لقبش خوب است . ( 3 ) . در نسخهء اصلى نوشتار دوگانه آورده شده است : الطلى و قيل الطلاء . ( 4 ) . طلاء الابل . ( 5 ) . الخمر ، نك . شمارهء 406 . 677 . طين 1 - گل اين به رومى فيلوس 2 ، به سريانى طينا 3 است . ( 1 ) . با يونانى و terra لاتين مطابقت دارد . ( 2 ) . فيلوس ؛ ممكن است تحريف يونانى « كلوخ ، خاك » باشد ؛ نسخهء فارسى : قيلوس . ( 3 ) . طينا ، نسخهء فارسى به « گل فارسى » و « ماتى هندى » نيز اشاره مىكند ؛ Platts ، 978 . 678 . طين مختوم 1 - گل مهر به رومى لمنيسفرغوس 2 ، به سريانى طبعىدلمنيا 3 ، به فارسى گل نبشته 4 [ ناميده مىشود ] . آن را « طين بحيره » 5 و « مختوم الملك » 6 نيز مىنامند . رازى : اين [ گل ] را چنان مىآميزند كه اصلا نمىتوان تشخيص داد . جالينوس : آن را « اخر المنسى » 7 مىنامند و « مهرهاى لمنسى » 8 نيز ناميده مىشود ، به