أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

686

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مىشود ] . ابو الخير : يونانيان ميوه‌هاى درشت صنوبر را اسطروبولوا 5 و نام قديم آنها را قونوس مىنامند . آنها را به سريانى بنات ارزا 6 و به فارسى بادام نشك 7 و چلغوزه 8 مىنامند . ديسقوريدس : [ صنوبر ] به ظاهر شبيه ارز است . جالينوس : [ صنوبر ] در شام به قمل قريش 9 ، در يك نسخه به قضم قريش 10 ، مشهور است ، اما قضيم قريش 11 درست مىنمايد ( 11 ) . رازى : ميوه‌هاى درشت صنوبر درازتر از پسته‌اند ، پوستشان سياه ، مغزشان سفيد و اين « چلغوزه » است . ميوه‌هاى ريز پوست سياه مايل به سرخ دارند . الحاوى : كرم‌هاى قرمزى كه روى درخت صنوبر وجود دارند ، نيرويشان درست همان نيروى ذرايح است . جالينوس : نطافانى 12 حيوانى است كه روى صنوبر ديده مىشود و از داروهاى بيمارىهاى عفونى است . [ نيز نطافانى به معناى ] گل درختى است كه در آسيا مىرويد 13 . پولس : جانشين شيرهء صنوبر نر ، شيرهء غليظ شيرين‌بيان و جانشين صمغ آن - صمغ بطم است . پولس : لقش 14 چوب مغز درخت صنوبر است . ابو حنيفه : ارز صنوبر ماده 15 است و ميوه‌اى شبيه بادام ريز به نام « بادام صنوبر » دارد . اوريباسيوس : صنوبر همان قيدروس 16 است . ابن ماسويه : جانشين [ ميوه صنوبر ] محلب پوست‌كنده 17 [ و هم‌چنين ] دو برابر آن كاكنج است . اگر كاكنج را نتوان يافت ، آن‌گاه جانشين [ ميوه صنوبر ] در داروى سينه ، همان مقدار بادام شيرين است . ( 1 ) . چنين است در نسخهء فارسى ؛ نسخهء الف : حب الصنوبر ؛ نك . شمارهء 291 . صنوبر عربى - Pinus pinea L . ؛ سراپيون ، 438 ؛ ابو منصور ، 365 ؛ ابن سينا ، 602 ؛ ميمون ، 317 ؛ عيسى ، 17 140 . گاهى نيز به معناى Picea excelsa Link . است ؛ عيسى ، 15 139 . ( 2 ) . اسطروبيليا سريانى كه از يونانى نشئت مىگيرد ، III , Low ، 42 . ( 3 ) . قونوس - يونانى ، III , Low ، 42 . ( 4 ) . نسخهء الف : قالون ، نسخهء فارسى : قالوقين ، بايد خواند فايوقى - يونانى ، III , Low ، 42 . ( 5 ) . اسطروبولوا ، نك . يادداشت 2 . ( 6 ) . بنات ارزا ، قس . III , Low ، 42 .