أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
671
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
محمد زكريا گويد : شياف ماميثا عصاره است ، لون او زرد است كه به سياهى ميل كند و در طعم او اندكى تلخى باشد . * رسائلى گويد : شيافى كه او را از ارمنيه به اطراف برند ، در نواحى رى بسيار بود . او را بوش دربندى 4 گويند و منفعت او در موضع درد مفاصل عظيم بليغ است 5 . ( 1 ) . شياف ( درستتر « شواف » ) تشكيل شده از فعل شاف ( شوف ) - ماليدن ، جلا دادن . هر داروى مركب كه به صورت گوى كوچك تهيه مىشود و عليه بيمارىهاى چشم و بينى ، و همچنين روده و رحم به كار مىرود ، با اين اصطلاح مشخص مىشود ؛ مشروحتر آن را نك . ابن سينا ، V ، يادداشت 1 ، براى صفحهء 107 . در اين مورد شيره غليظ « ماميثا » است ؛ نك . شمارهء 967 . ( 2 ) . قولوبيون ، بايد خواند قولوقيون ( ) ، ديوسكوريد ، III ، 81 . ( 3 ) . ماميثا ، نك . شمارهء 967 . ( 4 ) . بوش دربندى ( دربارهء « بوش » نك . شمارهء 967 ) . اين دارو را از راه دربند مىآورند و نام « دربندى » از همينجاست ؛ I , Vullers ، 277 . * ( 5 ) . در Picture ، 125 درج شده است . 630 . شيرج 1 شيرج را به لغت رومى ايطرن گويند ، به هندى تيل 3 گويند ، به سريانى مشحاحلا 4 گويند ، به لغت عربى او را دهن الحل 5 گويند و پارسيان روغن شيره 6 گويند . ( 1 ) . معرب « شيره » فارسى ( Lane ، 1530 ؛ II , Vullers ، 495 ) - روغن . Sesamum indicum L . ( كنجد ) ؛ سراپيون ، 466 ؛ عيسى ، 10 168 . نيز قس . شمارهء 564 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : انطون ، بايد خواند ايطرن - و يونانى ، III , Low ، 9 . طبق فرهنگ يونانى باستان به روسى ، 842 نان عسلى با روغن كنجد است . ( 3 ) . تيل ، قس . Platts ، 352 . ( 4 ) . نسخهء فارسى : مشحادليا ، بايد خواند مشحاحلّا ، قس . III , Low ، 9 . ( 5 ) . دهن الحلّ ، قس . Lane ، 621 . ( 6 ) . روغن شيره ، نك . يادداشت 1 .