أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
666
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 2 ) . نسخهء فارسى : ابو عبيد اصمعى روايت كند . ( 3 ) . نسخهء فارسى : قيس بن خطيم ، بايد خواند قيس بن الخطيم ، نك . L . Brockelmann Gal . ، 28 ؛ اعلام ، VI ، 55 . ( 4 ) . نسخهء فارسى : العريف ، بايد خواند الغريف - پاپيروس - Cyperus papyrus L . ؛ عيسى ، 11 66 ؛ Lane ، 2250 . اين شعر در ابو حنيفه 75 ( ص 49 ) و لسان العرب ، VIII ( 188 ) نيز آمده اما در هر دو به احيحة بن الجلاح نسبت داده شده است . ( 5 ) . نك . شمارهء 134 . 624 . شهد 1 ابو ليث گويد : عرب عسل را تا ما دام كه موم از او بيرون نكرده باشد ، شهد گويد . محمد بن سلّام گويد : اهل عاليه از بلاد شام زهر را سمّ به ضم « سين » و همچنين شهد را به ضم « شين » گويند و بنو تميم به فتح « سين » و « شين » گويند در اين هر دو لغت 2 . ( 1 ) . يا شهد ؛ قس . Lane ، 1610 . ( 2 ) . يعنى سمّ و شهد . 625 . شيطرج 1 شيطرج را به لغت هندى چرايته 2 گويند ، به سريانى صطرغ 3 گويند ، به لغت رومى لوبادون 4 گويند و لبيديون 5 نيز گويند . ديسقوريدس او را شاطرج 6 گفته است ؛ در كتاب حشايش گويد : نبات شاطرج در زمين شام و قيليقيا 7 بيشتر باشد . او به گزر دشتى 8 مشابهت دارد جز آنكه اندكى از گزر دشتى خردتر باشد ، طعم او تلختر باشد و سپيدى در لون بيخ او زيادت باشد از سپيدى لون گزر دشتى 9 . او را در تابستانها زراعت كنند چنانكه انواع ترهها را و او را خام و پخته بخورند . ماسرجويه گويد : او در بوى ، مزه ، قوت و خاصيت به قردمانا مشابهت دارد . محمد زكريا گويد : منبت او بيشتر در گورستانها و عمارتهاى خراب و كهنه باشد . ارجانى گويد : منبت او در زمينى باشد كه برف نيايد در او 10 . برگ او به برگ سپندان 11 مشابهت دارد . درازى قصبهء او تا يك گز باشد . برگ او تا سرما باقوت باشد و از نبات او نريزد ، سبب آنكه حرارت بر طبيعت او غالب است . بعضى از برگ او كه بر سر [ ساقهء ] نبات او باشد بر اثر سرما خشك شود . اما آنچه به بيخ او نزديك باشد 12 سرما در او اثر