أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

643

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . يونانى ( III , Low ، 470 ) - Seseli tortuosum L . يا Tordylion officinale L . ؛ ابو منصور ، 321 ؛ ابن سينا ، 494 ؛ ميمون ، 283 ؛ عيسى ، 10 168 و 19 181 . ( 2 ) * . اين جمله اشتباها در شمارهء 579 درج شده است ؛ دربارهء كاشم نك . شمارهء 874 . ( 3 ) . تخم اشق ، اشّق صمغى است اما در اينجا به معناى « گياه » Dorema ammoniacum Don . است كه اين صمغ از آن به دست مىآيد ؛ نك . شمارهء 59 . ( 4 ) . انگدان ، نك . شمارهء 107 . ( 5 ) . ساسالى - يونانى ، ديوسكوريد ، III ، 50 . ( 6 ) . رازيانه ، نك . شمارهء 458 ؛ ديوسكوريد ، III ، 50 : ماراتون ( ) . ( 7 ) . در پى آن ، طبق معمول در نسخهء فارسى ، شرح خواص درمانى مىآيد . 585 . سيسارون 1 محمد زكريا در حاوى آورده است كه سيسارون نباتى است از معارف نبات‌ها و حنين به عشبة الشونيز 2 تعريف كرده است . ( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 113 ؛ دو گياه را با اين نام مشخص مىكنند : Pastinaca sativa L . و Sium sisarum L . ؛ ابن سينا ، 501 ؛ عيسى ، 16 135 و 12 170 ؛ I , Dozy ، 713 . ( 2 ) . عشبة الشونيز « علف شونير » ، ابن سينا ، 501 : خشب الشونيز « [ بخش ] چوبى شونيز » . ابن بيطار مىپندارد كه چنين تعريفى خطاست و مىگويد كه اين دارويى ناشناخته است ؛ نك . ابن بيطار ، دست‌نويس ، ورق 320 الف ؛ تفسير ، ورق 14 الف . اما كازرونى ( ورق 199 الف ) و مؤلف محيط اعظم ( II ، 90 ) مىگويند كه همهء خواص اين دارو را كه ابن سينا آورده ، حاكى از آن است كه اين خشب الشونيز است . 586 . سين 1 محمد زكريا در كتاب حاوى او را به قرة العين 2 تعريف كرده است و گفته است كه موضع او در آب‌هاى ايستاده باشد و قوت او در حرف [ قاف ] ذكر كرده شود ان شاء الله . ( 1 ) . نسخهء فارسى : سير ، بايد خواند سين - يونانى ( ديوسكوريد ، II ، 127 ) - Sium latifolium L . ؛ ابن سينا ، 502 ؛ ميمون ، 340 . ( 2 ) . قرة العين - « خنكى چشمان » ، نام عربى اين گياه ، نك . شمارهء 830 . 587 . سيلم 1 رازى مىگويد : سيلم به زنجبيل مشابهت دارد و در طعم او تلخى باشد و طبيعت را