أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

634

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

ابو حنيفه : آن همه چيزهايى را كه خاص عشرق 4 است ، دارد جز اينكه برگ‌هايش باريك‌تر است . هنگامى كه باد بر او مىوزد ، به خش‌خش مىافتد . مىگويند كه سنا ميوه‌هايى دارد و هنگامى كه خشك مىشوند و باد بر آنها مىوزد ، آواز بلند از آنها به گوش مىرسد . ( 1 ) . Cassia angustifolia Vahl . ( سنا برگ باريك ) ، C . acutifolia Del . ( سنا برگ تيز ) و C . obovata Coll . ( سنا برگ پهن ) ؛ از آنها دارو ( مسهل ) - برگ اسكندرانى - تهيه مىكنند . نك . سراپيون ، 467 ؛ ابو منصور ، 334 ؛ عيسى ، 19 42 . ( 2 ) . ( سنا ) حرمى ، قس . II , Low ، 408 . حرم - سرزمين مقدس ( در مكه ) . ( 3 ) . كوالهربها ( ؟ ) . بين نام‌هاى هندى سنا در Dutt ، 156 و محيط اعظم ، نوشته نشده است . ( 4 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : العرق ، بايد خواند العشرق ( نسخهء فارسى ، Lane ، 2053 ) - Cassia obovata Coll . ؛ نك . شمارهء 707 . 574 . سنباذج 1 اين - سنگ سيمرس 2 است . ديسقوريدس : [ اين سنگ ] بسيار « چرب » است و با آن سنگ‌هاى گرانبها براى انگشترى [ نگين ] را پرداخت مىكنند . محل استخراجش در جزيره‌هاى [ درياى ] چين است . ( 1 ) . معرب « سنباده » فارسى ( II , Vullers ، 326 ) . نيز قس . سراپيون ، 222 ؛ الجماهر ، 91 . ( 2 ) . سيمرس - يونانى ، ديوسكوريد ، V ، 126 ؛ الجماهر ، 444 ، يادداشت 4 . 575 . سوسن 1 به رومى قرينوس 2 ، نيز سوسنين و سوسينن 3 ، به سريانى شوشنتا 4 ، به فارسى سوسن 5 است . روغن [ سوسن ] به رومى ايريمورون 6 ، به سريانى مشحاد ايرسا 7 [ ناميده مىشود ] . صهاربخت : [ سوسن ] بستانى همان آزاد سفيد 8 است . مؤلّف المشاهير : عبقر 9 سوسن سفيد با بوى خوش است . [ شاعر ] گفته است : خوشبوترين است عبقر ميان گياهان معطر * درمان كند ورم عرق النساء 10 و زكام سرماخورده را