أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

615

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

نازك پرشكاف ، آن و همانندهايش مرغوب نيست . [ گاهى ] چيزى بسيار شبيه سليخه ديده مىشود كه تفاوتش با [ سليخه ] در اين است كه تند و خوش‌بو نيست و پوستش به چوب 9 چسبيده است . ديسقوريدس : چنان [ سليخه‌اى ] برگزين كه متمايل به سرخى باشد ، پوست 10 نازك و دراز داشته باشد ، كلفت و پر از گره باشد ، زبان را بگزد و در بويش [ بوى ] شراب [ احساس شود ] . نوعى [ سليخهء ] سياه متمايل به سرخ وجود دارد ، كلفت است ، بويى شبيه بوى گل سرخ و مزهء تند دارد و اين بهترين [ سليخه ] است . سليخهء دروغين 11 نيز شبيه نامبرده در بالاست ، اما [ زبان را ] نمىگزد و خوش‌بو نيست ؛ در پوستش چيزى ديده مىشود شبيه آنچه درون گره‌هاى نى است . نوعى ديگر [ نيز ] با پوست كلفت ، نرم و سبك وجود دارد . [ سليخهء ] نامرغوب سفيد است با پوست ناهموار 12 ، بو و مزه‌اش همانند [ بو و مزهء ] تره است . باز هم سليخه‌اى سفيدفام ، ميان‌تهى با بويى چون بوى تره يافت مىشود . [ سليخه‌اى ] نيز وجود دارد كه لوله‌هايش كلفت نيست بلكه نازك و ميان‌تهى است . جالينوس در المقابلة للادواء 13 [ مىنويسد ] كه [ سليخه ] اغلب به دارصينى تبديل مىشود به گونه‌اى كه حتى مىتوان سليخه را روى درختى شبيه دارصينى ديد . در آن شاخك‌هايى چسبيده به شاخه‌هاى دارصينى يافت مىشود . او در ترياق مىگويد كه پوست سليخه صاف است و خوش‌بو ، به رنگ گل سرخ است با شاخه‌هاى نازك و خوشمزه و خوش‌بو 14 . [ نوعى ] از آن با مزه‌اى شبيه سداب وجود دارد . ابن ماسويه : بهترين [ سليخه ] آن است كه مانند مرجان به رنگ سرخ شفاف است ، پوست دراز و كلفت لوله‌اى شكل دارد ، متراكم است ، زبان را مىگزد ، گس است و بوى خوش شراب دارد . خشكى : [ سليخه ] شاخك‌هاى درختى كوتاه است كه در جلگه‌ها و دشت‌هاى نزديك دريا ديده مىشود . بهترين [ سليخه ] نازك است ، سرشاخك‌هايش از بيرون سرخ است اما بدترينش سياه‌گونه است كه پوستش افتاده و در شاخه‌هايش هيچ چيز به دردخور وجود ندارد . به هر صورت آن را از پوست به دست مىآورند . پولس : جانشين يك جزء سليخه نيم جزء دارصينى است . جالينوس : جانشين آن همان [ مقدار ] دارصينى است . ارجانى : سليخه پس از خشك شدن به پوست ديگر . . . 15 شباهت دارد ، از لحاظ كلفتى و نازكى متوسط است و بويى خوش دارد .