أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
613
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
تا سدهء نوزدهم كه توليد قند از چغندر آغاز شد ، قند را فقط از نيشكر ( Saccharum officinarum L . ) استخراج مىكردند ؛ سراپيون ، 541 ؛ ابو منصور ، 311 ؛ ابن سينا ، 513 ؛ ميمون ، 289 . ( 2 ) . اوزمون ( ؟ ) ، نسخهء فارسى : « به لغت رومى [ قند ] را زخارين [ يونانى ، نك . يادداشت 1 ] ، به هندى خند [ قس . Platts ، 880 : كهند khand ] گويند » ؛ نيز قس . همينجا شمارهء 411 ، يادداشت 4 . ( 3 ) . سكر العشر - قند عشر « من قندى عشر » ؛ قس . همينجا شمارهء 706 . 548 . سكر 1 ابو محمد : سكر شرابى است كه از خرما ، سس و مورد 2 تهيه مىكنند . ( 1 ) . اين واژه در قرآن وجود دارد ( سورهء 16 ، آيهء 69 ) و به صورتهاى گوناگون تفسير مىشود ( Lane ، 1391 ؛ لسان العرب ، IV ، 373 ) ، اما به عقيده اكثر فرهنگنويسان همان است كه در اينجا گفته شده ، نسخهء فارسى حذف كرده است . ( 2 ) . نسخهء الف : الابين ، بايد خواند الاس قس . Lane ، 1391 ؛ نسخهء پ اين واژه را خط زده است . 549 . سكركة 1 اين شراب ذرت 2 است كه حبشيان مىسازند . ( 1 ) . يا سكركة ، قس . Lane ، 1392 ؛ لسان العرب ، IV ، 375 ؛ نسخهء فارسى حذف كرده است . ( 2 ) . شراب الذرة ، نك . شمارهء 453 . 550 . سكّر مكة 1 - « قند مكه » ارجانى : قندى كه از حجاز مىآورند و به تكههاى نمك مىماند ، « منّ » است كه بر عشر مىافتد . [ قند مكه ] همراه با شير شتر در استسقاء 2 سودمند است . مىگويند كه قند عشر كه از يمن مىآورند با قند حجاز تفاوت دارد . طبرزد 3 [ واژه ] فارسى است . ابو حنيفه : مغافير 4 روى رمث 5 ، عشر و ثمام 6 يافت مىشود . منّى كه روى رمث ديده مىشود ، سفيد مانند مرواريد 7 ، شيرين و نرم است ، اما آنچه روى عشر يافت مىشود ، از ساقه 8 و جاهايى كه گلها قرار دارند مىتراود و هنگامى كه خشك مىشود ، مردم آن را جمع مىكنند ؛ آن را « قند عشر » 9 ، « مغافير » ، نيز « مغاثير » 10 مىنامند و اگر مايع است و به صورت قطره مىچكد ، آن را « لثى » 11 [ مىنامند ] . ( 1 ) . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده و نسخهء فارسى حذف كرده است .