أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

603

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

538 . سعد 1 به رومى قيوفاروس 2 ، به سريانى سعدى 3 ، به هندى متا 4 ، به زابلى مست 5 ، به سجستانى خويبو 6 ( ؟ ) به تركى طبرقاق 7 است . باسهل : بهترين [ سعد ] كوفى است ، پس از آن - بستى و سپس - هندى . [ مؤلفى ] ديگر : [ سعد ] هندى خوشبوتر از بستى است . ترك‌ها [ سعد ] را بسيار دوست دارند و به همين جهت آن را به نزدشان مىبرند 8 . رازى : [ سعد ] برگ‌هايى شبيه برگ‌هايى تره اما باريك‌تر ، درازتر و سفت‌تر دارد . ساقه‌اش به درازاى يك ارش ، شبيه ساقه اذخر و اندكى كج است . بر سر ساقه برگ‌هاى كوچك و تخم‌ها قرار دارد . ريشه‌هاى [ سعد ] شبيه زيتون و به شكل‌هاى گوناگون است - دراز و گرد ، درهم پيچيده ، سياه با بوى خوش ؛ در آن نوعى تلخى وجود دارد . [ سعد ] در آبادىها 9 و در خاك‌هاى خوب مرطوب مىرويد . بهترين [ سعد ] سنگين ، متراكم ، ضخيم است ، به سختى خرد مىشود ، زبر ، خوش‌بو و اندكى تند است . ابو حنيفه : سعادى 10 همان گياه سعد است . * خشكى : [ سعد ] در اكثر [ نواحى ] عراق ، نيز در حوالى رى 11 مىرويد . بهترين [ سعد ] كوفى است با بخش‌هاى علفى كوتاه [ و ] بيخ‌هاى [ كلفت ] 12 كه از بيابان‌هاى كم‌آب گرد مىآورند . بدترين [ سعد ] كوفى ريز است كه در مرداب‌ها و جنگل‌هاى انبوه مىرويد ، اما باوجود اين بهتر از بصره‌اى است كه در كنار رودهاى جزر و مددار مىرويد . در اينجا [ سعد ] با بيخ‌هاى درشت متصل به يكديگر ديده مىشود . بخش علفىاش « كولان » 13 ناميده مىشود و دو ارش درازا دارد . از آن براى كشاورزان حصير زبر مىبافند 14 . بهترين [ سعد ] بصره‌اى ريز و بدترين - درشت است . دريانوردان 15 مىپندارند كه كولان در چين بر ساحل رودها در آب‌هاى جزر و مد مىرويد و ريشه‌اش خاولنجان 16 است كه از چين مىآورند . سعد بصره‌اى بهتر از رازى است ، [ سعد ] كوهى در جاهاى سرد [ مىرويد ] . خانج 17 [ نام ] گياه سعد به گويش ترمذى است 18 . پولس : جانشين [ سعد ] دانه‌هاى عرعر بزرگ 19 است و [ سپس ] مىگويد كه جانشين « سعدخر » 20 افسنتين است . ابو حنيفه : گياه سعد « سعادى » ناميده مىشود 21 .