أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
59
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
نقل واژههاى غير عرب به خط عربى واژهها و مصطلحات علمى عربى در رشتهء داروشناسى ، افزونبر عناصر صرفا عربى ، مقدار زيادى از واژههاى مأخوذ از زبانهاى فارسى ، يونانى و اندكى هم از سريانى و هندى را در بر دارد . واژههاى زبانهاى غير عرب به صورت معرب و با تغييرات جزئى ناشى از ويژگىهاى خط عربى ، پذيرفته شده است . مثلا ، « بسفايج » [ از بسپايك فارسى ] ، « ترنجبين » [ ترنگبين ] ، « دارصينى » [ دارچينى ] ، « فوتنج [ پودنه ] ؛ يا « اصطرك » [ از يونانى ] ، « اسفنج » [ ] ، « غاريقون » [ ] . لكن الفباى عربى به سبب فقدان حروف مصوت و همچنين شباهت شكل حروف غير مصوت در آن ، براى نقل تلفظ درست واژههاى غير عرب بسيار نامناسب است و در نتيجه ، اين واژهها دچار همهگونه تحريف شده و سردرگمىهاى بزرگى ايجاد كرده است . سهو كاتبان نيز خود مزيد بر علت شده است : اولا ، در غالب موارد نشانههاى مميزه را از قلم انداختهاند ، ثانيا هنگام رونويسى واژههاى نامفهوم ، اشتباهات خود را نيز در اثر علمى وارد كردهاند . « 193 » بيرونى باوجود اينكه مىگفت « نزد من دشنام دادن به زبان عربى خوشتر از ستايش به زبان فارسى است » « 194 » ، اما وضع بد دستنويسهاى عربى كه مصطلحات علمى در آنها تا حد واژههاى ناآشنا تحريف مىشد و همچنين تجربهء شخصى ، او را وامىداشت تا به انتقاد از خط عربى دست زند . او مىنويسد : « نوشتار به زبان عربى را آفتى بزرگ است كه همانا تشابه شكل حروف همجفت در آن و لزوم تمايز نقطهها و نشانههاى تصريف آنهاست كه اگر در نظر گرفته نشود معناى خود را از دست مىدهد . حال اگر غفلت در تطبيق و اهمال در تصحيح به هنگام مقابله را كه در ميان مردم ما عادى است ، به ( 193 ) . پس از آن نيز پديدهاى همانند در اروپا روى داد و آن هنگامى بود كه آثار علمى عربها به زبان لاتين ترجمه مىشد . در اين ترجمهها بسيارى از اصطلاحات عربى در آوانويسى لاتين نهچندان دقيق ، بدون ترجمه رها مىشد و با نسخهبردارىهاى مجدد نيز دچار هرگونه تحريف مىشد به گونهاى كه گاهى قابل شناسايى نبود . در اينباره نك . Stein ، ص 260 ؛ . Serap ، ص 475 . ( 194 ) . نك . همينجا ، ص 168 .