أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
558
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
رائحه السمن - « بوى روغن » كه به احتمال زياد تصحيف است و بايد رائحة السمك باشد ، قس . D - G , V ، 136 : Smelling of a fish نسخهء فارسى : « . . . پوست حيوان كه گنده شده بود » يعنى واژهء مشك را به معنى « پوست » مىگيرد . ( 16 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : كالقطن ، بايد خواند كالفطر ، ديوسكوريد ، V ، 100 : يشبه فى شكله الفطر ، همينگونه است در ابن بيطار ، جامع ، II ، 154 ؛ ابن سينا ، 222 : فطرى الشكل - « قارچى شكل » . ( 17 ) . نسخهء الف : حزف سيد 1 ، بايد خواند خزف سيبيا ، نسخهء فارسى : خزف السيفا ، از يونانى ؛ ديوسكوريد ، II ، 22 ؛ I , Dozy ، 808 . نيز نك . شمارهء 479 . 486 . زجاج 1 - شيشه شيشه به رومى ايوى لوسيس 2 ، به سريانى زغوغيثا 3 [ ناميده مىشود ] . رازى : پختن شيشه را اينگونه [ انجام مىدهند ] : آن را گرم مىكنند و در قلياب 4 مىاندازند تا آهكى شود 5 . حمزه 6 : در قريهء قهرود ، ناحيهء قاسان اصفهان گياهى است كه در زمين پهن مىشود و به شيشهء سفيد ، شفاف و درخشان تبديل مىگردد 7 . تكهاى از آن را به شكل گياه به نزدم آوردند ، آن را در درمانهاى گوناگون به كار مىبرند . ( 1 ) . قس . سراپيون ، 543 ؛ ابو منصور ، 299 ؛ ابن سينا ، 224 ؛ ميمون ، 146 ؛ الجماهر ، 207 . ( 2 ) . ايوى لوسيس و همينگونه نيز در الجماهر ، متن عربى ، 222 ؛ نسخهء فارسى : يالن . همه اينها از يونانى است ؛ حنين ، 214 . ( 3 ) . زغوغيثا ، قس . بر بهلول ، 12 675 . الجماهر : زغز و غتا ، گونههاى ديگر را نك . همانجا ، ص 222 ، يادداشت 1 . نسخهء فارسى نام سريانى را نمىآورد و به جاى آن به نام هندى « كاچ » اشاره مىكند ، قس . Platts ، 799 . ( 4 ) . يعنى محلول پتاس ( كربنات پتاسيم ) - ماء القلى ، نك . شمارهء 853 . ( 5 ) . قس . كريموف ، سر الاسرار ، 95 . ( 6 ) . نسخهء الف : حمره ، نسخهء ب : جمرة ، نسخهء پ : حمره ، نسخه فارسى و الجماهر ، متن عربى ، 224 : حمزة . ( 7 ) . بيرونى در الجماهر ، 210 خاطرنشان مىكند : « با وجود عجيب بودن همه اينها ، كسى كه همه چيز درباره مرجان را نيك مىداند ، اين را حيرتانگيز نمىبيند » . 487 . زدوار 1 مىپندارم كه اين جدوار ذكر شده در فصل جيم باشد 2 .