أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

543

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . در نسخهء اصلى رعى الابل - « خوراك شتر » ، بايد خواند رعى الايل « خوراك گوزن » ( يا « خوراك بز كوهى » ) ، زيرا توصيف اين گياه كه در بالا آمده ، با آنچه ديوسكوريد دربارهء گياهى به نام ( الافوبسقن ، ديوسكوريد ، III ، 65 ) مىگويد و به يونانى به معناى « خوراك گوزن » است ، مطابقت دارد . به ديگر سخن مىتوان حدس زد كه « رعى الايل » ترجمهء مستقيم عربى يونانى - Saliva officinalis L . است ( غافقى ، 29 ) ؛ قس . همين‌جا شمارهء 90 . اين نام از آنجا پيدا شده كه گوزن ( يا بز كوهى - ايل ، نك . شمارهء 117 ) با خوردن اين گياه ، گزيدگى مارهاى سمى و حشرات را تحمل مىكند ؛ ديوسكوريد ، III ، 65 ؛ ابن بيطار ، جامع ، II ، 141 . بيرونى نيز مىگويد كه ايل مار را با ولع مىخورد و اين برايش زيان‌آور نيست ( نك . شماره‌هاى 117 و 507 ) . لكن در كتاب‌هاى پزشكى عربى و فارسى تأكيد شده است كه نام رعى الابل « خوراك شتر » براى اين گياه اشتباه است ؛ قس . ابن سينا ، 52 و 665 ؛ انطاكى ، 159 ؛ Lane ، 1109 ؛ عيسى ، 17 73 ؛ مخزن ، 387 ؛ محيط اعظم ، II ، 60 . به اين ترتيب تعريف آن به عنوان شكرتيغال . Echinops sphaerocephalus L . نيز نادرست است ، نك . ابن سينا ، 665 ؛ عيسى ، 17 73 . ( 2 ) . رعى الابل ، بايد خواند رعى الايل ، نك . يادداشت شمارهء 1 . ( 3 ) . هيلاميسقون ، بايد خواند هيلافيسقوس ، يونانى ، نك . يادداشت 1 . ( 4 ) . يا « بز كوهى » ؛ ديوسكوريد ، III ، 65 : الايل ، نسخهء فارسى : اشتر يعنى « الابل » خوانده است ، نك . يادداشت 1 . ( 5 ) . نسخهء فارسى : ايلايسقاقن ، بايد خواند ايلاليسفاقن - يونانى ، قس . شماره 90 . ( 6 ) . نك . يادداشت 2 . ( 7 ) . درخت كندر ، ديوسكوريد ، III ، 65 : ليبانوطيس ( ) . ( 8 ) . ديوسكوريد ، III ، 65 : « يك انگشت » . 468 . رعى الحمام 1 - شاه‌پسند دارويى پولس و ابو الخير گويند كه « رعى الحمام » را بارسطاراون 2 گويند . جالينوس گويد : « رعى الحمام » را بارستاريون 3 گويند . او را عرب رعى الحمام [ خوراك كبوتر ] به آن سبب گويد كه كبوتر را به او الف بود . آورده‌اند كه « رعى » به فتح « راء » مصدر است و « رعى الايل » 4 و « رعى الحمام » به كسر « راء » است . منبت [ رعى الحمام ] در زمين بسيار آب باشد . محمد زكريا گويد : دانهء او به شكل ماش بود در لون و هيئت ، و چون پوست او بيرون كنند ، به عدس مقشّر مشابهت دارد ؛ در طعم او اندكى شيرينى بود . ابو ريحان گويد : آنچ محمد زكريا به اين صفات به او اشارت مىكند ، نوعى است از نبات كرسنّه ، او را گاومشنگ و ديومشنگ 5 گويند ، طعم او تيز باشد و كبوتر را به او الف