أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

540

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

شده است . ( 3 ) . نسخهء فارسى : ياء ، نك . شمارهء 159 . 462 . رجبه 1 - ؟ رازى گويد : « رجبه » گياهى است كه ساق‌هاى نبات او به « ليف » 2 مشابهت دارد ، [ اما ] از ليف ستبرتر باشد و چون خشك شود به خوشهء انگور خشك شده ماند در لون و شكل . او را بوى و طعم نباشد . ( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نشده است . ( 2 ) . ليف خرما . 463 . رساطون 1 - شراب انگور با مواد خوش‌بو نوعى از شراب را گويند و طريق ساختن او آن است كه عسل را با بعضى از انواع افاويه در خمر كنند و بگذارند تا با قوت شود . پولس گويد : انواع افاويه كه در او كنند [ يك ] رطل گل 2 است كه اقماع 3 او بيرون كرده باشند ، يك اوقيه مصطكى ، دو درم زعفران ؛ عسل دو قسط و آب سه قسط . قسط وعائى را گويند در عرب كه درو ده رطل از موزونات بگنجد . ازهرى گويد : اهل شام خمر را « رساطون » گويند و ماوراء شام رساطون را نشناسند . گويند كه رساطون لغت رومى است كه در شام نيز متداول شده است 4 . وليد بن يزيد بن عبد الملك در اين معنى شعرى گفته است : مىنوشيم رساطون ناب * از ظرف مرمرين بزرگ ( 1 ) . از rosatum ( ، I , Low ، 163 ) ، شرابى كه از راه شرح داده شده در اينجا به دست مىآيد . دستور ديگر تهيهء آن را نك . ابن سينا ، V ، 118 . ( 2 ) . گل ، نك . شمارهء 1072 . ظاهرا اين شراب نام خود را از واژهء « رز » ( گل سرخ ) گرفته است . ( 3 ) . كاسبرگ‌ها . ( 4 ) . قس . لسان العرب ، VII ، 304 ؛ تاج العروس ، V ، 142 . 464 . رصاص 1 - قلع سلمه از فرّاء رويات كند كه « رصاص » به فتح « راء » در استعمال عرب بيش از آن است كه به كسر « راء » 2 . ثعلب از ابن الاعرابى روايت كند كه عرب رصاص را صرفان 3 نيز گويند به حركت