أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
54
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
منطقهاى زبان فارسى ( تاجيكى ) ياد مىشود كه عمدتا از نام شهرها گرفته شده است : « 171 » گويش بلخى ( البلخية ) : از نام شهر قديمى بلخ در شمال افغانستان . در صيدنه در پنج عنوان از آن نام برده شده است . بستى ( البستية ) : از نام شهر قديمى بست در جنوب افغانستان . در صيدنه سه بار از آن نام برده شده است . بخارايى ( البخارية ) : در اواخر سدهء دهم اهالى روستاهاى ناحيهء بخارا به گويشهاى زبان سغدى سخن مىگفتند . « 172 » احتمالا « بخارايى » به اين گويشها اشاره دارد . در صيدنه از هفت واژهء « بخارايى » نام برده شده كه فقط دو تا از آنها را توانستهايم در ديگر منابع نيز پيدا كنيم . سمرقندى ( السمرقندية ) : در شمارهء 1051 آمده است . ترمذى ( الترمذية ) : از نام شهر ترمذ در جنوب ازبكستان . در صيدنه هفت بار از آن نام برده شده است . « زبان آذربايجان » ( لغة اذربيجان ) : در شمارهء 372 . زبان مردم بغشور ( لغة اهل بغشور ) : بغشور شهر كوچكى است بين هرات و مرورود . در شمارهء 95 . زبان واشجرد ( لغة واشجرد ) : واشجرد ( واشگرد ) ناحيه بين كفرنگان و وخش است . در شمارهء 576 . زبان مردم اسبيجاب ( لغة اهل اسبيجاب ) : اسبيجاب ( اسفيجاب ) منطقه كشاورزى رودخانهء اريس و شاخههاى آن است و شهرى نيز به همين نام در محل سيرام به طرف شمال تاشكند قرار داشت . در شمارهء 99 . ديگر مؤلفان نيز به وجود گويشهاى منطقهاى زبان فارسى ( تاجيكى ) آن زمان اشاره كردهاند . مثلا ، المقدسى ، جغرافىدان مشهور ( حدود 390 / 1000 درگذشت ) اين گويشها را مشخص كرده است : « نيشاپورى ، بستى ، مروى ، بلخى ، هراتى ، بخارايى ، سمرقندى ، شاشى و فرغانهاى « 173 » » . ( 171 ) . در متن صيدنه بين زبان و گويش مرزى روشن وجود ندارد و هر دو با واژهء لغة مشخص شده است . ( 172 ) . و . و . بارتولد ، در باب زبانهاى سغدى و تخارى ، II ، ص 465 . ( 173 ) . اى . م . اورانسكى ، مدخلى بر زبانشناسى ايرانى ، ص 280 .