أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
501
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 2 ) . البرير ، نك . شمارهء 31 . 409 . خندروس 1 اين در نزد آنها [ پزشكان ] « گندم رومى » 2 است ؛ اما آن سلت 3 است . در حواشى [ اشاره مىشود ] كه اين « كنيث » 4 است . در مفرده جالينوس به خط سريانى « اخيروس » 5 » [ نوشته شده ] و [ توضيح داده شده ] كه اين « گندم دشتى » 6 است . جالينوس [ مىگويد ] كه اين گندم سياه 7 معروف است . در الحاوى از جالينوس نقل مىشود كه [ گندم ] سياه داراى مواد مغذى بدى است ، اما از شيلم بهتر است . در آنجا دربارهء خندروس گفته مىشود كه آن شبيه گندم اما مغذىتر و چسبناكتر است . الفرّاء مىگويد : حنطه خندريس 8 به معناى [ گندم ] قديم است و نام يك شراب 9 نيز از آن [ نشئت مىگيرد ] . در مثلها مىگويند « قديمتر از گندم است » . پولس : [ خندروس ] به گندم مىماند اما چسبناكتر از آن است . ( 1 ) . يونانى ( ديوسكوريد ، II ، 96 ) - Triticum spelta L . ؛ ميمون ، 389 ؛ عيسى ، 18 183 . ابن سينا ، 779 : « گندم » . ( 2 ) . حنطة الرومية ، قس . Triticum romanum ؛ ابو منصور ، 188 ؛ I , Dozy ، 407 ؛ عيسى ، 16 183 . ( 3 ) . السلت ، برخى از مؤلفان امروزى نيز مىپندارند كه اين مترادف خندروس است ( عيسى ، 16 183 ) ، اما برخى ديگر آن را به عنوان جو معمولى - Hordeum distichum L . يا H . tetrastichum Kcke . تعريف مىكنند ؛ نك . شمارهء 555 . نسخهء فارسى : « سلت به پارسى « جو گندم » باشد يعنى جوى كه به گندم مشابهت دارد » . ( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : الكبيت ، بايد خواند الكنيث ، قس . بر بهلول ، 633 ؛ يادداشت 2 . I , Low ، 773 : كنيت كه از كنّاتا آرامى نشئت مىگيرد . II , Dozy ، 491 و عيسى ، : كنيب ؛ نيز قس . شمارهء 926 . ( 5 ) . اخيروس . نك . شمارهء 18 . ( 6 ) . القمح البرى . ( 7 ) . حنطة سوداء . اين نام را امروز به گندم سياه كشته - Fagopyrum esculentum Monch . مىدهند ؛ عيسى ، 21 81 . ( 8 ) . حنطة خندريس ، قس . Lane ، 815 . ( 9 ) . نك . شمارهء 410 .