أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
498
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
خلاف [ بيد ] با خلاف [ ضد ] به هم مانندهاند * در گزينش سرزنش را شايستهاند . اگر در بيد خيرى بودى ، بياراستى او را * ميوه ، ليك ثمر نباشد بيد را در كتاب الباطنية [ گفته شده است ] : اگر [ تكهاى از ] چوب بيد را كه هنوز تر است ، به دو نيم بشكنيم ، و آنها را جدا از هم به فاصله يك يا دو وجب قرار دهيم ، به هم نزديك مىشوند و حتى به هم مىپيوندند . عمر المطّوعى : گلهاى بيد را مگر نديدهاى * نوازشگر چشمند به وقت پيدايى به پنجه گربه مانند ؛ و گر فروريزند * به هر سو گريزانند « موشهاى مشك » 9 [ شعر شاعرى ] ديگر : گويى گلهاى درخت خلاف * چنگال گربهاند بىخلاف [ و ] ناخنهاى بازگشته به غلاف ابو الفضل الميكالى : شاخههاى بيد از گلها پوشيده ، * به دست و پاى گربه ماننده ابو على بن مسكويه : درخت عود را چيزى است كه مشك تند را به آن نزديك مىسازد * از نظر خوشبويى ، در آن است هنوز چيزى بد كه از هيزم به او رسيده است از آنجا كه ريشهء [ بيد ] از آب حاصل شده و آن در جايى به روييدن آغاز كرده كه با [ محل رويش ] اوليه به شدت متفاوت است ، آن را « خلاف » ناميدهاند . مؤلّفى ديگر : « صفصاف » واژهء [ محلى ] مردم شام است . ابو حنيفه 10 : سوجر 11 بيد [ خلاف ] است و از آن جهت [ خلاف ] ناميده شده كه آب آن را به عنوان اسير آورده و آن در جايى ديگر 12 به روييدن آغاز كرده است . نوعى [ بيد ] ( 13 ) به نام « مشك بيد » 13 وجود دارد . در آغاز بهار چيزهايى مانند بادام ريز [ روى آن ] پديدار مىشود ، ابتدا پشمالواند و بوى دلپسندى دارند . روى گربهء بيد 14 [ گلهايى ] به صورت پنجههاى گربه پديدار مىشود . نوع ديگر [ بيد ] يافت مىشود كه در زمستان به رنگ سرخ درمىآيد . ( 1 ) . برخى از انواع Salix ، از آن جمله Salix aegyptiaca L . ؛ سراپيون ، 86 ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 33 ؛ ابو منصور ، 175 ؛ ابن سينا ، 766 ؛ ميمون ، 393 . ( 2 ) . الصفصاف - بيد مجنون يا Salix Safsaf Forsk . ، نك . شمارهء 641 . ( 3 ) . بيد سپيد . افزوده در حاشيهء نسخهء الف : « به سندى » : ويوس ( ؟ ) ( 4 ) . الخلاف المحمر فى الشتاء .