أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
494
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
در اينجا ، كوتاه شده و به شدت تغيير يافته آورده شده است . ( 33 ) . فسوة الضبع ، ترجمهء مستقيم - « چسكفتار » . با اين عبارت برخى از انواع دنبلان [ قارچ ] ، سماروغ را مشخص مىكنند ؛ نك . شمارهء 775 . اما تشخيص اينكه در اينجا چه گياهى را در نظر دارد ، دشوار است . 397 . خشارى 1 - تفالهء نقره صهاربخت : اين تفاله نقره 2 است . ( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود . برطبق فرهنگها « خشار » به معناى « بخش بد هر چيز » است ؛ Lane ، 742 . ( 2 ) . خبث الفضة ، نك . شمارهء 370 . 398 . خشسبرم 1 - ريحان ابو حنيفه : اين يكى از انواع ريحانهاى دشتى 2 است و به مرو 3 مىماند . ( 1 ) . فقط ابو حنيفه ، 372 به اين صورت مىآورد و در آنجا ( فرهنگ ، 32 ) به عنوان ريحان Ocimum basilicum L . تعريف شده است . اين ظاهرا مخفف « خوشاسپرم » فارسى و مترادف « شاه اسپرم » است . قس . I , Vullers ، 752 ، شاه اسپرم معمولا به عنوان Ocimum minimum L . تعريف مىشود ، نك . I , Dozy ، 717 و عيسى ، 10 126 . ( 2 ) . رياحين البر . ( 3 ) . نك . شمارههاى 977 و 978 . 399 . خصى الكلب 1 اين گياهى است كه شهوت جنسى را برمىانگيزد . * جالينوس : اين اورخيس 2 است و آن ريشهاى است شبيه ريشهء زيز 3 كه دوبهدو به هم متصل شدهاند . الحاوى : « خصى الكلب » و « خصى الثعلب » 4 را « ذو ثلاثة اوراق » 5 مىنامند ، آنها دو گياه [ متفاوت ] اند . ديسقوريدس : ريشهء خصى الكلب 6 به اندازهء دو دانهء زيتون است ، [ نيمى از آن ] پر و [ نيمى ديگر ] چين خورده است 7 . اگر مردى [ نيمه ] درشتتر را بخورد فرزندش پسر خواهد بود و اگر زنى [ نيمه ] كوچكتر را بخورد ، دختر خواهد زاييد . اگر هر دو يكى پس از ديگرى خورده شود ، هريك از آنها اثر ديگرى را از ميان مىبرد . پولس از گياهى نام مىبرد كه ذو ثلاث خصى 8 مىنامد .