أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

491

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مىكند 5 . تصور مىشود كه چنين تفسيرى خطاست ، زيرا قحاب كه به معناى « سعال » [ سرفه ] است ، ضمّه دارد 6 ، مانند نام‌هاى اكثر بيمارىها مثل كزاز 7 ، كباد 8 و هلاس 9 . حال كه چنين است ، پس [ بايد ] همانند سريانى ، رمّان السعال باشد ، زيرا سرفه را درمان مىكند . ابو حنيفه 10 : ازآن‌رو آن را « خشخاش » مىنامند كه خش‌خش مىكند 11 ، ميوه‌اش را « جراء » 12 مىنامند . [ خشخاش ] به فارسى « كوكنار » 13 [ ناميده مىشود ] . صهاربخت آن را « ناركيو » 14 مىنامد زيرا « كيو » 15 به زبان آنها [ به معناى ] خسّ [ كاهو ] است 16 . ديسقوريدس : فرليون 17 را « خشخاش دريايى » 18 مىنامند ؛ برگ‌هايش سفيد و زبر است با كناره‌هاى بريده شبيه برگ‌هاى خشخاش دشتى . گلش سبز 19 است ، ميوه‌اش كوچك شبيه شاخ است و به غلاف شنبليله 20 مىماند . تخم‌هايش ريز و سياه و شبيه [ تخم‌هاى خشخاش ] بستانى است ؛ ريشه‌اش نيز سياه و ضخيم است ، در كنار رودها و زمين‌هاى سخت مىرويد . پولس [ و ] ابو الخير : خشخاش افيون 21 همان خشخاش سياه است . كلئوپاترا : خشخاش سياه دشتى كشنده است 22 . ديسقوريدس : [ خشخاش ] بستانى به‌جاى كنجد در نان 23 به كار مىرود . نوعى از [ خشخاش ] وجود دارد با سر كشيده و دراز و تخم‌هاى سياه ؛ شيره‌اش به زمين مىچكد . * ديسقوريدس : آن بين رزهاى انگور مىرويد و برگ‌هايش به برگ‌هاى پونهء كوهى 24 مىماند ، بريده‌بريده و زبر است ؛ گل‌هايش سفيد و ريشه‌اش كه ضخامت انگشت كوچك را دارد ، نيز چنين است 25 . تخم‌هاى [ خشخاش ] كشته يعنى بستانى در نان و عسل به كار مىرود . نوعى [ خشخاش ] وجود دارد با سر دراز و كشيده و تخم‌هاى سفيد ، نيز نوع ديگر [ خشخاش ] وحشى كه سرش به به كوچك مىماند و تخم‌هاى سياه دارد . جالينوس : [ خشخاش چند ] نوع است : « گلريز » 26 ، گل‌هايش به سرعت مىريزند ، تخم‌ها خواب‌آور و آزاردهنده‌اند 27 . ديگرى بستانى است ، آن را مىكارند و آن دو نوع است : پهن و درازتر ، ريز و باريك . از اين [ دومى شيره ] مىچكد و تا پايين جارى مىشود ، به همين جهت برخىها اين [ نوع ] را « خشخاش گداخته » 28 مىنامند . تخم‌هاى [ خشخاش ] سفيد را به كار مىبرند ، روى نان [ مىپاشند ] . سومين [ نوع ] خشخاش ، تخم‌هاى سياه دارد و از داروهاست . چهارمين نوع خواب‌آور است و موجب مرگ مىشود . [ خشخاشى ] يافت مىشود كه به سبب خميدگى ميوه‌هايش و شباهت با