أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
46
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
خود معاينه كردهام ، آن گياهى است كه به لسان الثور ماند از نظر شاخهها و شكوفههاى خود . آنها را كرك است به رنگ ارغوان و بعضى از آنها زردند و بوى آنها به بوى گلهاى حنا ماند . . . اين « خيرى البر » است « 134 » » . بيرونى با تكيه بر مشاهدات شخصىاش روى گياهان و جانوران ، بارها عقايد ديگر مؤلفان را دربارهء آنها به باد انتقاد مىگيرد و اظهارات آنها را اصلاح مىكند . مثلا در شمارهء 13 « اترج و اترنج » دربارهء ادعاى يكى از مؤلفان در اينباره كه روى يك درخت ، ميوهها هم صاف و هم مجدّر است و افزونبر آن ميوهء مجدّر گوشت ترش و ميوهء صاف گوشت شيرين دارد ، متذكر مىشود : « لكن آزمايش درستى اين [ ادعا ] را نمىرساند : همه اترجها كه از طبرستان مىآورند مجدّر است با ناهموارىها و آنها كه در جرجان است صاف و ضخيم است . اما گوشت هر دو آنها ترش است » . يا در شمارهء 52 سخنان ابو نصر الخطيبى و ديگر مؤلفان را مىآورد كه مىگويند : « تمساح بر شط نيل و ميان ريگ بيضه نهد و بيضه را در زير گيرد و بنشيند و آن را بپرورد » . اما بيرونى مىافزايد : « بر سواحل جوىهاى هند كشتىبانان در ريگ بيضهء [ تمساح ] و سنگپشت آبى برگيرند و از او خاگينه كنند يا آن را بپزند . اما آنها تقرير نكردهاند كه [ تمساح ] بر بيضهء خود نشيند يا نه . آنها هرگز اين را مشاهده نكردهاند « 135 » » . از گفتههاى جداگانه بيرونى معلوم مىشود كه روى برخى از مواد آزمايشهايى نيز بهعمل مىآورده است . مثلا در شمارهء 88 مىنويسد : « و در افواه است كه گوهر الماس زهر است « 136 » و معنى او در سميت به تجربه معلوم نشده است » . و در شمارهء 100 راه سوختن سرب را به تفصيل شرح مىدهد . « 137 » بيرونى كه يك گياه يا يك حيوان را توصيف مىكند ، گاهى داستانهاى جالبى دربارهء آنها مىآورد و در برخى عنوانها نيز از رويدادهايى ياد مىكند كه خود مشاهده كرده ( 134 ) . دربارهء مشاهدههاى شخصى بيرونى ، نيز نك . شمارههاى 12 ، 17 ، 21 ، 25 ، 34 ، 36 ، 38 ، 39 ، 40 ، 54 ، 57 ، 67 ، 91 ، 102 ، 104 ، 113 ، 116 ، 117 ، 138 ، 153 ، 169 ، 178 ، 191 ، 206 ، 215 ، 228 ، 251 ، 282 ، 346 ، 374 ، 385 ، 388 ، 525 ، 674 ، 690 ، 694 ، 725 ، 741 ، 753 ، 839 ، 925 ، 936 ، 1015 ، 1064 . ( 135 ) . نيز نك . شمارههاى 7 ، 21 ، 38 ، 45 ، 59 ، 71 ، 87 ، 107 ، 202 ، 282 ، 1064 و جز اينها . ( 136 ) . ابن سينا نيز مىگويد كه الماس زهر كشنده است . ابن سينا ، 45 . ( 137 ) . نيز نك . شمارههاى 60 ، 91 ، 974 و جز اينها .