أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

420

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

اينجا ترتيب الفبايى به هم خورده است ؛ دو عنوان با واژهء « حجر » پيش از عنوانى كه با « حب » شروع مىشود ، قرار گرفته است . ( 2 ) . سختى سنگ‌ها با خراشيدن يكى بر ديگرى معيّن مىشود . ( 3 ) . و النسبة احق بالمراهات ( يا المراصات ؟ ) فى الترتيب من الحجر الذى هو جنس لها . معناى اين جمله روشن نيست . 287 . حجر مريطوس 1 - ؟ [ اين سنگ ] و محصول سايش آن همانند يشم زردفام است . ( 1 ) . در حاشيهء نسخهء الف ( ورق 46 ب ) نوشته شده است ؛ از شمارهء 287 تا شمارهء 326 در نسخهء فارسى حذف شده است . 288 . الحبة السوداء 1 - سياه‌دانه اين شونيز 2 است . مىگويند كه اين دانه‌اى است كه به زبان سجستانى ريونك 3 [ ؟ ] ناميده مىشود . صهاربخت از آن چنين نام مىبرد و توضيح مىدهد كه اين « حب السجيز » 4 است . ( 1 ) . Nigella sativa L . ، به عربى به معناى « دانه سياه » است ؛ سراپيون ، 521 ؛ ميمون ، 167 ؛ عيسى ، 3 125 . ( 2 ) . الشونيز نام ديگر فارسى سياه دانه است ، نك . شمارهء 616 . ( 3 ) . خواندن مشروط ، نسخهء الف : ريونك ؟ ؟ ؟ ، نسخهء پ : الونك . ( 4 ) . الحب السجيز ، I , Vullers ، 612 : حب سجستانى - حب قاقلة ، نك . شمارهء 807 . 289 . الحبة الخضراء 1 اين ميوهء « درخت سقز » 2 است . آن را به فارسى خنجك 3 ، به سجستانى كنبشك 4 و به سندى گلنگور 5 مىنامند . مىگويند كه صمغ [ درخت سقز ] بهترين صمغ است و در آن [ نيروى ] قبض‌كننده وجود دارد . ابو جريج : علك الانباط صمغ درخت سقز است . ابن ماسه : جانشين اين [ ميوه ] پسته و روغنش همانند روغن قرطم 6 است . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم « دانه سبز » ، - ميوهء Pistacia terebinthus L . ؛ ديوسكوريد ، I ، 71 ؛ سراپيون ، 59 ؛