أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
378
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 8 ) . نسخهء الف : اقشى ، بايد خواند افشى ، نسخهء فارسى : ابو ريحان گويد روين در ابيورد كمتر باشد و نيكو نبود . 228 . توث 1 - توت نحودانان مىگويند : توت با دو « تا » ست . اصمعى مىگويد : [ توث ] با حرف « ثا » [ واژهء ] فارسى است و با « تا » - عربى . 2 يك اعرابى 3 [ اين شعرها را گفته ] و آنها متداول شدهاند : باغى با زمين سخت و ناهموار * يا گوشه دهى بىگياه و متروك كه از آن مىگذرم ، خوشتر و شيرينتر است به چشمانم * تا كرخ 4 بغداد با درختان انار و توت ابن خالويه مىگويد : اين توت با دو « تا » است نه ثوث با دو « ثا » و نه توذ . ابو حنيفه مىگويد كه توث همان فرصاد است . اما آنچه ما از « توت » مىدانيم و آن بسيار سفيد و بىاندازه شيرين است . سپس انواع آن است از رنگ سرخ تا نزديك سياه . و اما [ توت ] سرخ تيره كه به شام نسبت مىدهند ؛ [ نام ] توت براى هر دو [ نوع ] 5 مشترك است . به همين جهت براى تمييز دادن نوع شامى از ديگر [ توتها ] ، [ واژهء ] « خر » را به [ نام ] آن مىافزايند و مىگويند « خرتوت » 6 . از سخن [ زير ] ممكن نيست مطلب را روشنتر ساخت : مىدود [ جوان با شراب ] با دو گوشواره و كمربسته 7 * سر انگشتانش با فرصاد به رنگ سرخ رنگين گشته مؤلّف الياقوتة مىگويد : سر انگشتانش با فرصاد يعنى « توت شامى » ، [ رنگين شده است ] . سخن ذو الرّمّة نيز [ روشنتر نمىسازد ] : گويى ميوههاى پلاسيده پاشيدهاند * پيرامون خود فرصاد و انگور 8 سر انگشتان از [ توت ] شامى ، نيز از ديگر [ نوع توت ] سرخ ، سرخرنگ مىشوند . بدان ، كه ذو الرمه از آنچه [ مىگويد ] ، [ نوع ] شامى نيست . جالينوس « خرتوت » را قيراطى 9 مىنامد . پولس مىگويد كه جانشين شيرهء توت ، برگ علّيق است .