أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
350
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
191 . بهمن 1 [ بهمن ] دو نوع است - سرخ و سفيد ؛ اين ، تكههاى چوب ناهموار به رنگهاى سرخ و سفيد است . [ بهمن ] سفيد به رنگ خاكستر شبيه رنگ تربد است . اما [ بهمن ] سرخ ، به رنگ سرخ و متراكم است و به سختى مىشكند ، با چشيدن آن [ ابتدا ] شيرينى احساس مىشود اما در پى آن تلخى پديد مىآيد . من آن را در كوهها ديدهام و اگر ريشهاش سرخ نبود ، اين گياه و ريشهاش را با هويج قياس مىكردم . رازى مىگويد : جانشين آن هموزنش تودرى و نيم وزن زبان گنجشك است . ( 1 ) . بهمن سرخ - ريشه . Statice limonium L . و بهمن سفيد - ريشه . Centaurea behen L . است ؛ سراپيون ، 283 ؛ ابو منصور ، 81 ؛ ابن سينا ، 84 ؛ غافقى ، 139 ؛ ميمون ، 50 . بهمن ( behen اروپايى ) واژهء فارسى ، نام يازدهمين ماه شمسى ايرانى ، نيز نام دومين روز هر ماه است . بنا به رسم قديم ، هنگامى كه نام روز و ماه منطبق شود ، اين روز عيد شمرده مىشود و مردم خوراكهاى گوناگون تدارك مىبينند و بهمن سرخ و سفيد را نيز به آنها مىافزايند ؛ افزونبر آن ، اين روز براى گردآورى علفها و ريشههاى دارويى نيكو و مناسب به شمار مىآيد . نك . I , Vullers ، 288 . 192 . بهمى 1 ابو حنيفه مىگويد 2 : تخمهاى [ بهمى ] بسيار ريز است ، مورچهها آنها را در لانه خود جمع مىكنند . مردم در خشكسالى آنها را از آنجا در مىآورند . مزهاش ، مزهء جو است . ( 1 ) . Lolium perenne L . ( چچم پايدار ) ؛ غافقى ، 174 ؛ بيطار ، 368 ؛ طبق Lane ، 269 اين - Hordeum murinum L . ( جوموشك ) است ( اننكوف ، 169 ) . نسخهء فارسى حذف كرده است . ( 2 ) . نك . ابو حنيفه ، 89 ، ص 59 . 193 . بيزه 1 اين گياهى است كه از سرزمين ارمنستان مىآورند . آن را در روم و آذربايجان به كار مىبرند و شيوهء كاربرد چنين است : آن را برمىدارند و چند روز در آب نمك مىخيسانند ، سپس در ماست 2 مىريزند و با برخى از غذاها مىخورند . بادشكن است و باد گلو را برآورد ، خوشبوست ، مردم آذربايجان آن را بيوهزا 3 مىنامند . ( 1 ) . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى فارسى و پ حذف شده است . در پايان گفته شده است كه اين گياه نزد مردم آذربايجان « بيوهزا » ناميده مىشود ، طبق محيط اعظم ، I ، 404 و III ، 291 « بيوزا » يا « بيوزه » - نام فارسى قرصعنة ( II , Dozy ، 329 ) يا قرصعنّة ( I , Low ، 439 - 440 ) - Eryngium