أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

325

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

162 . البقلة الحسينية 1 اين سبزى به سير مىماند اما خوشبوتر و تندىاش كم‌تر است . برگ‌هايش پهن‌تر است و به برگ‌هاى طرخون مىماند . ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است . 163 . البقلة الفارسية 1 به تره داهان يعنى بقلة الاماء 2 ، نيز به « تره گربه » 3 معروف است زيرا گربه‌ها بويش را بسيار دوست دارند و از آن مىخورند ، [ دوست دارند ] در سايه‌اش قرار گيرند و روى شاخه‌ها و برگ‌هايش به شادى بغلتند . 4 ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است . ( 2 ) . ترهء داهان اى بقلة الاماء . ( 3 ) . ترهء گربه ، طبق I , Vullers ، 442 اين بادرنجبويه است ، نك . شمارهء 125 . ( 4 ) . نسخهء فارسى : « اين نبات را پلنگ مشك خوانند و معرب او فلنجمشك باشد [ نك . شمارهء 792 ] » . 164 . بقّم 1 به فارسى دارپرنيان 2 و به خوارزمى بنجنك 3 است . حمزه مىگويد : [ بقم ] معرب « بكم » 4 و آن « دارپرنيان » است . اصل آن از جزيرهء لامرى 5 است و آن را از آنجا همراه با خيزران صادر مىكنند . برگ‌هايش به برگ‌هاى سداب ، ميوه‌اش به [ ميوه ] خرنوب مىماند و مانند حنظل 6 تلخ است و خوردنى نيست . [ بقم ] را مىكارند 7 و فقط در حضور مشترى مىبرند . كالاى گرد آمده را كپه‌كپه انباشته مىكنند به گونه‌اى كه هر كپه با وزنى معيّن مطابقت داشته باشد . اين وزن چنين است : خريدار سه نفر را به اختيار خود برمىگزيند و فروشنده دو نفر را . همهء آنها به يك سر قرسطون 8 آويزان مىشوند تا سر ديگرش كه بقم رويش قرار دارد ، بلند شود . آنچه آنها بلند مىكنند ، همان [ واحد ] وزن است . هر وزن بقم يك « تل » 9 است ، هر تل برابر با صد قاطيه و هر قاطيه يك و يك چهارم من است . هر تل [ بقم ] در صنفير به يك طنيه 10 طلا فروخته مىشود . يك طنيه [ داراى ] شانزده ماشجه و هر ماشجه - چهار دانق طلاست . نرخ طلاى آنها برابر با نيم [ دينار ] نيشاپورى است 11 الخليل مىگويد : « شرف » 12 همان « دارپرنيان » است . السّرى الرفّا مىگويد 13 : « بقم » همان « عندم » است ، لكن عندم مشهور نزد داروگرها