أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

310

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

در چنين شكل در ديگر منابع نوشته نشده است ، در شمارهء 187 به شكل ترمس آمده است . ( 2 ) . متأسفانه نسخهء اصلى عربى اين عنوان از ميان رفته است اما متنى مشابه در شمارهء 187 تكرار مىشود : « بوصير يعرف بهذا لاسم بالجزيرة و يوجد فى بعض النسخ باسم ترمس ( فلوميس ) » - « بوصير . به اين نام در الجزيره [ يعنى در بين النهرين شمالى ] مشهور است ؛ در برخى از نسخه‌ها به نام فلوميس ديده مىشود » . اين متن در نسخهء فارسى ( ورق 41 ب ) چنين ترجمه شده است : « بوصير داروئيست كه او را به موضع او تعريف كرده‌اند زيرا كه « بوصير » نام جزيره است كه معدن اوست و در بعضى نسخه‌ها او را به موضع برمس گويند » . از اينجا معلوم مىشود كه جملهء نخست عنوان شمارهء 145 در نسخهء فارسى ، مضمون نسخهء اصلى عربى را كه به احتمال زياد با آنچه در شمارهء 187 گفته مىشود مطابقت دارد ، نادرست نقل مىكند . ( 3 ) . گل ماهور ، نك . شمارهء 187 . 146 . برنجاست 1 برنجاست و بلنجاست قيصوم 2 را گويند و بعضى گفته‌اند شيح را قيصوم گويند . « قيصرم » را به لغت رومى ارطميسيا 3 گويند و به لغت سريانى شواصرا خوانند . پولس در كتاب خود قيصوم را به ارطاميسيا 4 تعريف كرده است . ابو الخير گويد : به لغت سريانى قيصوم را شوصرا گويند و او را پارسيان بوىمادران خوانند . صهاربخت در كتاب خود او را مرو اردشيران 5 گفته است و او را به « بوىمادران » تعريف كرده است . در بعضى تأليفات مرو شيران 6 آورده‌اند . ديسقوريدس گويد : ارطميسيا 7 « برنجاسب » را گويند و معدن او بيشتر در سواحل است . يك نوع از قيصوم آن است كه نبات او به نبات عدس ماند و بيخ اين نوع خرد باشد و باريك و ساق نبات او به اندازهء يك بدست بيش نباشد . معدن او بيشتر در زمينى بود كه خاك شور دارد و آفتاب بر او بسيار تابد و طعم اين نوع شور باشد . يك نوع ديگر از او آن است كه بوى گران دارد و رنگ شكوفه او به رنگ بنفشه ماند . ابو الخير و پولس را اتفاق است كه اين هر دو نوع كه ياد كرديم قيصوم است . ايشان گويند : نبات قيصوم به نبات افسنتين مشابهت دارد و نبات او به سبب ترى بر دست آدمى برچسفد .