أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

302

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 6 ) . أصل . ( 7 ) . سليخة ، قس . Lane ، 1404 . ( 8 ) . فستق عربى از پسته فارسى است ، نك . شمارهء 773 . ( 9 ) . ابو حنيفه ، 75 . ( 10 ) . نسخهء فارسى : تافته ، ابو حنيفه ، 75 : و ورقه ايضا هدب - « و برگ‌هايش نيز درفشى است » . ( 11 ) . غلاف لوبيا ، ابو حنيفه ، 75 : قرون اللوبياء ، نك . شمارهء 955 . ( 12 ) . نخود ، حمص عربى ، نك . شمارهء 351 . ( 13 ) . ابو حنيفه فقط از نوع اول نام مىبرد . ( 14 ) . گز نام فارسى Tamarix ( طرفاء ) ؛ قس . II , Vullers ، 994 ؛ محيط اعظم ، IV ، 76 . ( 15 ) . گز روغن - « روغن تاماريكس » . ( 16 ) . احتمالا ، بيرونى دربارهء تهيه روغن گز از اهالى سيستان پرسيده و پاسخ منفى شنيده است . 135 . بخور مريم 1 - گل نگونسار ، سيكلامن اورباسيوس گويد : او را به لغت رومى قوقلامينوس 2 گويند . محمد زكريا 3 در كتاب حاوى او را بخور مريم گفته است و بعضى گفته‌اند نام او به لغت رومى نافع باشد يعنى « سودمند » 4 . ديسقوريدس مىگويد : « بخور مريم » را اهل جزيره و عراق عرطنيثا 5 گويند . در صفت او آورده‌اند كه « بخور مريم » چوب‌پاره‌هاست و به لون تيره‌رنگ باشد كه به سياهى زند و به شكل به كشته امرود 6 ماند ، طعم او تلخ باشد و بوى او خوش بود . بعضى گويند : « بخور مريم » حرمل را گويند . چنان نمايد كه « حرمل » را به « بخور مريم » نسبت از اين روى كرده‌اند كه هر دو در اراقت ( راندن ) حيض يكسان‌اند . 7 ( 1 ) . Cyclamen europaeum L . ؛ سراپيون ، 85 ؛ ابو منصور ، 69 ؛ ابن سينا ، 593 و 698 ؛ غافقى ، 137 ؛ ميمون ، 55 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : فوفيلاطينوس ، بايد خواند قوقلامينوس - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 164 . ( 3 ) . نسخهء فارسى ابو بكر محمد بن زكريا رازى را غالبا چنين مىنامد . ( 4 ) . اما نام مشهور يونانى آن از « دايره » مىآيد ، تئوفراست ، ص 583 . ( 5 ) . عرطنيثا ، معمولا بيخ سيكلامن است ، نك . شمارهء 19 ، يادداشت 5 . ( 6 ) . گلابى خشك .