أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

293

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

125 . باذرنجبوية 1 آن را باذرنبويه 2 نيز مىنامند . علفى است با برگ‌هاى دندانه‌اى 3 ، شاخه‌هايش از شاخه‌هاى سرخ [ كوچك‌تر ] تشكيل شده است . بوى باذرنج كه همان اترج باشد ، از آن به مشام مىرسد . برخى از مردمان آن را مىستايند و شاه‌تره 4 مىنامند ، نه اينكه شاهترج دارويى باشد . اما ديگران آن را همچون « مقوى قلب » 5 تعريف مىكنند و برخى نيز مىپندارند كه اين باذروى كوهى 6 است . رازى مىگويد : جانشين آن در درمان قلب ، به وزن برابر ابريشم و دو سوم وزن اترج سبز 7 است . ( 1 ) . Melissa officinalis L . ؛ سراپيون ، 64 ؛ ابو منصور ، 58 ؛ ابن سينا ، 99 ؛ غافقى ، 145 ؛ ميمون ، 40 . باذرنجبويه معرّب بادرنگ‌بويه فارسى است . ( 2 ) . بادرنبويه ، قس . I , Vullers ، 162 . ( 3 ) . متشعبة الاوراق ، نسخهء فارسى : اطراف برگ‌ها شكافته . ( 4 ) . شاه تره . ( 5 ) . مفرّح القلب . ( 6 ) . نسخهء الف : بادرو كوهى ، نسخهء فارسى : بادروى كوهى ، نك . شمارهء 124 . ( 7 ) . اترج اخضر ، نسخهء فارسى : پوست ترنج : همين‌گونه است ابن سينا ، 99 و ابن بيطار ، جامع ، ص 75 : قشور الاترج الاخضر . « پوست‌هاى اترج سبز » . 126 . بادزهر 1 - پادزهر سرپنتين دربارهء آزمايش [ پادزهر ] چنين گفته شده است : [ اندكى ] از آن را در شير تازه تراش مىدهند ، اگر لخته شد ، پس [ پادزهر ] نيكوست . 2 حمزه مىگويد : معدن [ پادزهر ] در سرحدات دوردست هند و بخش‌هاى مقدم چين است و آن پنج نوع است - سفيد ، زرد ، سبز ، خاكسترى و خال‌دار 3 . اگر كسى براده‌اش را به مقدار دوازده شعيره بنوشد ، زهر را با عرق و ترشحات از بدنش بيرون مىراند . رازى در طب الملوكى : در پادزهر سنگى 4 چنان نيروى عجيبى در برابر بيش يافتم كه مانندش را نه در يكى از داروهاى ساده و نه در ترياك ديدم . اين سنگ ، رنگى ميان زرد و سفيد شبيه رنگ پهن داشت ، پوك و سست بود و همانند زاج يمنى از هم مىپاشيد . ابن مندويه مىگويد : [ پادزهر ] به رنگ زرد در [ زمينهء ] سفيد و سبز و در