أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
263
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
[ الماس ] زردفام نيز وجود دارد ؛ در برابر نور خورشيد رنگهاى رنگينكمان از آن انتشار مىيابد . در ديگر [ الماسها ] ، غير از اين دو رنگ 7 ، رنگينكمان پديد نمىآيد . « در افواه است كه گوهر الماس زهر است 8 و معنى او در سميت به تجربه معلوم نشده است 9 » . ارجانى [ به نقل ] از يك پزشك حكايت مىكند كه الماس نوشندهاش را پس از مدتى مىكشد . سپس با تكيه بر سختى الماس مىگويند كه اين به علت آن است كه جگر و رودهها را سوراخ مىكند . [ الماس ] از تمام سنگها برتر است و آنها را مىشكند . هيچ چيز برتر از آن نيست ، تنها سرب بر آن غلبه مىيابد . 10 مىگويند كه در كانهاى [ الماس ] افعى زندگى مىكند . ( 1 ) . قس . الجماهر ، 81 - 91 ؛ ابو منصور ، 30 ؛ ابن سينا ، 45 . ( 2 ) . اذامس - يونانى ؛ الجماهر ، 440 ؛ يادداشت 3 . ( 3 ) . اذمينطوس - يونانى . ( 4 ) . نسخههاى الف و فارسى : المياس ؛ نيز همينگونه است الجماهر ، 82 ؛ نسخهء پ : اداموس . ( 5 ) . نسخهء الف : كيفاد الماس ، نسخهء پ : كيفاد ادماس . ( 6 ) . جوهر مشفّ . ( 7 ) . يعنى غير از الماس بىرنگ شفاف و زردفام . ( 8 ) . ابن سينا نيز مىگويد ( 45 ) كه الماس زهر كشنده است . ( 9 ) . بيرونى در جاى ديگر در اينباره مشروحتر مىگويد و مىافزايد : « آن را [ يعنى الماس را ] در حضورم به سگ خوراندند ، اما نه در حال و نه پس از آن ، هيچگونه تأثيرى نبخشيد » . الجماهر ، 85 . ( 10 ) . مشروحتر آن را نك . الجماهر ، 85 . 89 . الوسن 1 پولس مىگويد : معناى اين نام - « هارى را بر طرف مىكند » 2 و اين ازآنروست كه براى كسى كه دچار گزيدگى سگ هار شده سودمند است . ( 1 ) . يونانى - Alyssum saxatile L . ؛ ديوسكوريد ، III ، 86 ؛ ابن سينا ، 53 ؛ غافقى ، 38 ؛ عيسى ، 10 11 . تعريفهاى ديگر نيز ديده مىشود : Marrubium Alysson L . , Farsetia clypeata R . Br ؛ ( ( * ) . عينا از روى نسخهء فارسى نقل شده است )