أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
205
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ابن الاعرابى مىگويد : برير و كباث دو نوعاند ، حبهء برير درشتتر اما خوشههايش كوچكتر است و بزرگترين خوشه كف دست را پر مىكند . [ حبهاش ] از نظر اندازه برتر از نخود است و در آن هستهاى كوچك ، گرد و سخت وجود دارد . كباث اندكى درشتتر از ميوهء گشنيز 5 است . آنها هر دو ابتدا سبزند ، سپس سرخ و شيرين و تندمزه و [ پس از آن ] سياه مىشوند و شيرينى آنها افزايش مىيابد . كباث هسته ندارد ، خوشههايش دو كف دست را پر مىكند . اصمعى مىگويد : مرد [ ميوهء ] آبدار ، كباث ميوهء رسيده [ اراك ] و برير [ نام ] مشترك هر دو است . [ مؤلف ] ديگر مىگويد كه كباث [ ميوهء ] نرسيده و مرد - رسيده است . صرف نظر از تناقض اين توضيحات كه با توصيف ابو حنيفه از [ ميوههاى اراك ] تفاوت دارد ، همگى آنها برابرى سه نوع [ ميوهء ] يادشده را مىپذيرند و [ مىپندارند ] كه [ اين ميوهها ] فقط در نتيجهء تغيير حالتهاى خود كه در دورهاى بين پيدايش و رسيدن ، در آنها روى مىدهد ، با يكديگر تفاوت دارند . ( 1 ) . قس . ميمون ، 220 ؛ عيسى ، 5 161 . ( 2 ) . الخرز الصغار - همينگونه است ابو حنيفه ، I ، ص 3 ، نسخههاى الف ، ب ، پ : الجوز الصغار « گردوى ريز » . ما قرائت اول را ازآنرو ترجيح داديم كه اندكى پايينتر ، برير با نخود مقايسه مىشود . ( 3 ) . نسخهء الف - متن كاملا روشن نيست : الا ان اللون ، ابو حنيفه : الا ان اللون الثمرة واحد . ( 4 ) . نسخهء الف : حرافة ، ابو حنيفه : حراوة با معناى همانند . ( 5 ) . حب الكزبرة ، ابو حنيفه نوشتار قديمىتر اين واژه يعنى كسبرة را به كار مىبرد ، قس . شمارهء 900 . 32 . ارطى 1 مؤلف المشاهير مىگويد كه اين - طرفا [ درخت گز ] و مفردش طرفة است . بشر بن عبد الوهّاب الفزارى در تفاسير الادويه مىگويد : [ ارطى ] همان رمث 2 است ؛ نامش به زبان سندى مهت 3 است . ابو حنيفه مىگويد 4 : « ارطى » و « غضا 5 » شبيه يكديگرند و تفاوتشان فقط در اين است كه غضا درخت بزرگى مىشود اما ارطى به صورت شاخههايى به بلندى قامت انسان رشد مىكند . [ ارطى ] در شنها مىرويد ، برگهاى درفشى 6 دارد و گلهايش كوچكتر از گلهاى بيد بلخى 7 است اما رنگشان يكى است . ريشههايش بسيار سرخ است .