أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

192

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

سياه آلو . ساكنان بلخ همهء انواع [ آلو ] را غنجار 7 مىنامند . آلو ممكن است گرد ، دراز ، زرد ، سرخ و به ديگر رنگ‌ها باشد . آلوى زردرنگ از نظر نيرو بر آلوى سرخ برترى دارد . آلوى درشت سفيد و شيرين را در عراق شاهلوج مىنامند كه برترى آن را از ديگر انواع مىستايند و اين ظاهرا « شاه‌آلو » 8 است . مأمون 9 مىگويد : « شاهلوج » طبع را آن‌گونه كه [ آلو ] سياه كوچك نرم مىكند ، نرم نمىكند . نوع سرخ و شيرين [ آلو ] در زبان ما 10 به‌گونه‌اى ناميده مىشود كه معناى آن در ترجمه « دل‌هاى مرغان » 11 است . ابو الخير الحسن بن سوار معروف به ابن خمار [ نوع ] دمشقى را در برابر ديگر آلوها برتر مىداند در صورتى كه در اين نواحى [ نوع ] قومسى ، بخارايى و بستى را برتر مىدانند . مىگويند كه در دمشق آلويى وجود دارد كه شكم را مىبندد ، آن را به رومى ققّوميلاس 12 مىنامند يعنى « سيب خرس » 13 . جالينوس مىگويد : نمىدانم چرا رأى ديوسكوريد بر اين قرار گرفت كه آلو دمشقى [ شكم را ] مىبندد و ما آن را مليّن يافتيم . رازى آلو قومسى را مىستايد . آلو تبرستانى كه [ رازى ] از آن نام مىبرد ، نيشق 14 است . بين انواع [ آلو ] ، كوهى نيز يافت مىشود كه يكى از آنها سرخ است ، آن را مىپزند ، له مىكنند و از آن قرص‌هايى شبيه جراق 15 تهيه مىكنند و به شهرهاى گوناگون مىبرند كه [ از آنها ] در غذا و در مزوّرات 16 براى بيماران [ استفاده مىكنند ] و آن بسيار ترش است . حمزه نيز مىگويد كه « نيشه آلو » 17 - آلو تبرستانى است . يك [ نوع ] نيشق ، زرد است ، از سرخ بزرگ‌تر و ترشىاش كم‌تر ؛ اين [ آلو ] بستانى است . نلك 18 نيز يكى از اين انواع است به بزرگى ميوه سدر و بر دو گونه است - يكى از آنها خيلى سفيد مانند شير و ديگرى سرخ روشن است . در هر دو گونه [ مزهء ] شيرين غلبه دارد . هر دو آنها را نزد ما آلوجه 19 مىنامند و درخت را برود . [ درخت ] بسيار محكمى است و آن را كنار جوى 20 باغ‌ها مىكارند . [ اين درخت ] به سوى گذرگاه آب خم مىشود اما آن را نمىپوشاند و به اين ترتيب از ورود حيوان 21 يا انسان به باغ جلوگيرى مىكند .