أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
183
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 24 ) . الساسم - Dalbergia Sissoo Roxb . ، عيسى ، 14 67 ؛ Low Pf ، 65 . ( 25 ) . الشيز . II , Vullers ، 500 و عيسى ، 2 75 : شيز مترادف آبنوس است . ( 26 ) . الشيزى . گاهى شيزى به معناى عناب به كار مىرود . III , Low ، 140 ( 27 ) . متن نسخهء الف تحريف شده است : ليس يبلغ من غلظ الشيز ان ينحت منه جفان . ابو حنيفه ، 4 ، ص 14 و تاج العروس ، IV ، 44 : و الشيز لا يغلظ حتى تنحت منه الجفان . ( 28 ) . الضبر - « گردو وحشى » ، نك . شمارهء 651 . ( 29 ) . ابو حنيفه ، 4 ، ص 16 و Lane ، 1764 ؛ نسخهء الف : السواد ، نسخههاى ب و پ : السودان . ( 30 ) . نسخههاى الف و ب : الشين ، بايد خواند الشيزى . قس . ابو حنيفه ، 4 ، ص 14 ؛ Lane ، 1630 . ( 31 ) . الميس . Celtis australis L ( عيسى ، 7 44 ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، ص 50 ) يعنى داغداغان ؛ درخت آهن ( اننكوف ) . 8 . ابن الارض 1 - ( فرزند زمين ) ابو حنيفه مىگويد : ابن الارض بر بالاى تپهها مىرويد ، ريشهاى دارد كه دراز نيست و آن همانند بيخ مشك زمين 2 است ؛ آن را مىخورند . يكى از رجال مشهور يونان داراى همين لقب است . 3 ( 1 ) . نسخهء الف : اين عنوان فقط با « ابن » مشخص شده و زير آن سه نام كه با « ابن » آغاز مىشود ، آمده است . اما ما هريك از آنها را جداگانه آوردهايم زيرا چيزهايى متفاوتاند . در نسخهء فارسى تمام اين نامها حذف شده است . ( 2 ) . كانه سعد . دربارهء سعد نك . شمارهء 538 . در ابو حنيفه ، 65 و از آنجا در فرهنگهاى : Lane ، 48 و تاج العروس ، V ، 4 كانه شعر « به مو شباهت دارد » آمده است كه بايد اشتباه شده باشد . زيرا تشبيه ريشهء خوردنى به بيخ به حقيقت نزديكتر است تا تشبيه آن به مو . ( 3 ) . يعنى او را « فرزند زمين » مىنامند . 9 . ابن دايه 1 - كلاغ اين - غراب [ كلاغ ] است . ( 1 ) . دربارهء منشأ اين نام نك . Lane ، 840 .