أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

173

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

اوريباسيوس . [ در آنها ] در كنار داروها ، نامشان به خط يونانى نوشته شده است و من اين [ نام‌ها ] را با اعتماد به آنها « 167 » از هر دو نقل كرده‌ام . اگر به چنين [ نسخه‌هايى ] در ديگر كناش‌ها « 168 » نيز دست مىيافتم ، كار به پايان رسيده بود . در دانستن نام يك دارو به زبان‌هاى گوناگون فايدهء بسيار است . به ياد دارم كه يكى از اميران خوارزم بيمار شد و نسخهء داروى بيماريش را از نيشاپور فرستادند . [ نسخه را ] به داروشناسان نشان دادند و آنها نتوانستند يك دارو [ اشاره شده ] در آن را بيابند . تنها يكى از آنها گفت كه آن دارو را در اختيار دارد . [ اين داروى ] پانزده درهمى را از او به پنجاه درهم [ نقره ] خالص خريدند . او ريشه سوسن « 169 » را به آنها داد . آنها سرزنشش كردند اما او گفت : « شما چيزى را خريديد كه اصل آن را نمىشناختيد مگر به اسم « 170 » » . همهء آنچه [ در اين كتاب ] آمده از راه [ جستجوهاى ] ياد شده به دست آورده‌ام . اما آنچه نتوانسته‌ام [ روشن سازم ] حذف شده است تا ندانستن آن مرا به نقلش از جايى به جايى ديگر برنينگيزاند . زيرا [ ناتوانى ] تمييز دادن « 171 » ، دو نيروى عامل از متخيله « 172 » ( 167 ) . نسخهء الف : « مرتوقابها » ، Vorwort : « موثوقابها » . ( 168 ) . نسخهء الف : به باقى الكتابين ، نسخه‌هاى ب ، پ و Vorwort ، متن عربى ، 15 : به باقى الكتابين « اگر درست به [ بخش‌هاى ] باقى مانده هر دو كتاب نيز دست مىيافتم ، آن‌گاه . . . » . بايد خواند به باقى الكنانيش . نسخهء فارسى ، 9 الف : و اگر در بقيت كناشات مثل آن نسخه به دست آمدى تمامت مقصود در . . . حصول آمدى . ( 169 ) . اصل السوسن . نك . شماره‌هاى 116 و 575 . ( 170 ) . جهلتموه من الاسم دون الجسم - ترجمهء مستقيم : « نه از روى جسم » . قس . تحديد نهايات الاماكن ص 292 : الاقتصار فيها على اسم دون جسم « [ دانستن ] نه جسم بلكه فقط نام كافى است » . ( 171 ) . نسخهء الف : الانافة الثمنين افسدت من المتخيلة قوتيها العمليتين . . . اين جمله تحريف شده است و به فهم درنمىآيد . محمد صدقى افندى كارمند كتابخانهء ملى مصر و نسخه‌بردار دست‌نويس ب كه مه‌يرهوف او را در خواندن متن‌هاى دشوار پرتجربه مىداند ، چنين مىخواند : لأنّ آفة التمييز افسدت . . . ، كه ما هم در چاپ حاضر آن را پذيرفته‌ايم ( در نسخهء فارسى اين‌جاهاى متن حذف شده است ) . اما مه‌يرهوف از پيشنهاد ف . كرنكوف پيروى مىكند كه چنين مىخواند : الانافة [ على ] الثمانين افسدت . . . « زيرا از هشتاد گذشته‌ام ، پس . . . خراب كرده است » Vorwort ) ، 45 ) و بر همين پايه نتيجه مىگيرد كه چون بيرونى در سال 362 هجرى متولد شده است ، پس سال درگذشتش بايد پس از 442 هجرى [ حدود 1050 ميلادى ] باشد ( Vorwort ، 7 ، يادداشت 2 ) . لكن تصحيح كرنكوف و بازنگرى در تاريخ درگذشت بيرونى به نظر ما بىپايه است . بافت متن [ فقدان حرف ربط يا ديگر حروف كه جمله را با جمله‌هاى پيشين ربط دهد ، افزودن « على » ] ما را به اين امر معتقد مىسازد . وانگهى تاريخ تولد بيرونى يعنى سال 362 هجرى كه مه‌يرهوف آن -