أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
164
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
نمىگشايم ، فقط پشت ، كمر و اندكى پايينتر « 107 » را باز مىكنم . سپس پشت و اندكى بالاتر از كليهها را شكاف داد و درحالىكه اين موضع را با بيش « 108 » مالش مىداد و زير لب سخنان جادويى زمزمه مىكرد ، كه آنها بىآن از عهده برنمىآيند « 109 » ، شروع به خارج كردن خون كرد . [ هندى ] اندكى بيش به او داد و [ بيمار ] پس از خوردن آن بيهوش شد . « 110 » سپس بيمار را به حال خود گذاشت تا [ زخم ] جوش بخورد . آنگاه اين موضع را كه هنوز كاملا بهبود نيافته بود خراشيد و آنچه بار اول كرده بود از نو انجام داد . او تمام اين كارها را چند بار تكرار كرد و در نتيجه [ ورمهاى ] بواسير فرونشست و به كلى از ميان رفت و تا پايان زندگىاش كه مدتها ادامه داشت ، تكرار نشد . او [ هندى ] را مورد احترام و تكريم قرار داد و با دادن پاداش فراوان ، مرخصش كرد . آنها [ هنديان ] ملتى هستند كه در پزشكى خود امثال و حكم دارند ، همانند امثال و حكم بقراط . آنها [ اين امثال و حكم ] را وظيفه خود مىدانند و با تغيير شرايط ، خودسرانه عمل نمىكنند « 111 » و بر پايهء آنها [ راه حل ] درست حيرتانگيز پيدا مىكنند . لكن ذكر آنچه من در اين خصوص نزد آنها ديدهام ، ممكن است سخن را به درازا بكشاند . فصل [ 3 ] از آنجا كه صيدنه شناخت عقاقير مفرده [ داروهاى ساده ] است از روى جنس ، نوع و بهترين شكل آنها و همچنين تشكيل داروهاى مركب است از روى نسخهها يا به دستور « 112 » محققى قابل اعتماد و درستكار ، پس شناخت نيروها و خواص داروهاى ( 107 ) . القطن - ناحيهء بين رانها ، بخش زيرين كمر . ( 108 ) . البيش نك . شمارهء 194 . ( 109 ) . دربارهء گرايش هنديان به افسونگرى نك . ماللهند ، 192 - 193 . ( 110 ) . غشى عليه بعقبه . Vorwort ، 36 : « و آنگاه آن را از نو پوشاند » . در انتقاد از Vorwort ، به نادرستى چنين ترجمهاى باز هم اشاره شده است . Krause OLZ ، 540 ؛ XXII , Krause DI ، 269 . ( 111 ) . و لا يتصرفون فيها بتغايير الاحوال . مهيرهوف متن اين جمله را ضايعشده مىداند و پس از « فيها » ، « بل » مىگذارد و پ . كرائوس - « إلا » . Vorwort ، متن عربى ، 10 ؛ Krause OLZ ، 540 . به نظر مىرسد كه در اينجا به اين نوع تصحيح نياز نباشد . ( 112 ) . او بحسب ما يريد المريد . . . ترجمهء مستقيم « يا برحسب آنچه مىخواهد . . . » .