أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
1009
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 4 ) . در الجماهر ، 184 افزوده شده است : « از قبيل آش رشته ، نان فطير ، گوشت سرخ شده ، زبر و سفت » . ( 5 ) . يا سرخ تيره - اكهب . ( 6 ) . پيش از آن در نسخهء الف ، تكرار عنوان « يشب » . ( 7 ) . نسخهء الف : قاش ، نسخهء فارسى : يورنگ ذوقاش ؛ قس . كاشغرى ، III ، 113 : ارنگ قاش ؛ فرهنگ تركى باستان ، 627 : urun qas . ( 8 ) . نسخهء الف : اجمة ، بايد خواند اخمة ، قس . الجماهر ، 466 ، يادداشت 3 . ( 9 ) . نسخهء الف : ليشت ، نسخهء فارسى : يشم ، الجماهر ، متن عربى ، 199 : يشب . ( 10 ) . مشب ، نسخهء فارسى : ايشب ، الجماهر ، متن عربى ، 199 : الشب و اشب . 1114 . يعضيد 1 ابو حنيفه : [ اين ] سبزى تلخ است ، گلهاى زرد و شيرابه چسبناك دارد . * اين گفته نشان مىدهد كه [ يعضيد ] تلخ و ناپسند است : « اگر يعضيد خوشمزه بود ، گرگ آن را مىخورد » . الصنوبرى هر دو [ گياه ] 2 را در اين سخن گرد آورده است : چشمانم بارها [ مىنگرد ] ورد و نسرين را * نسبت به يعضيد و ينبوت نكند اين كار را ( 1 ) . Chondrilla juncea L . ؛ عيسى ، 4716 ؛ بدويان ، 1013 ؛ II , Dozy ، 136 . يعضيد ممكن است به معناى « گل قاصد » دارويى - Taraxacum officinale Wigg . نيز باشد ؛ ميمون ، 114 ؛ Lane ، 2073 ؛ II , Dozy ، 136 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . يعنى « يعضيد و ينبوت » كه در عنوان بعدى توصيف شده است . ( 3 ) * . اين قطعه در پايان شمارهء 1115 پيدا شده است . 1115 . ينبوت 1 [ اين ] « درخت خرنوب » 2 است و آن را مىتوان « خرنوب » يا « خرّوب » [ تلفظ كرد ] . مىگويند كه ينبوت فقط در جلگهها مىرويد ؛ اين همان است كه ميوهء خرنوب به بار مىآورد . ابو حنيفه : ينبوت دو نوع است ، يكى از آنها خارى است به نام « خرنوب نبطى » و به فارسى زنكورج 3 [ ناميده مىشود ] ؛ اين درختى كوچك است و [ نوع ] دوم - درختى بزرگ .