أبو علي سينا ( مترجم : مجهول )
81
دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى )
حركت و سكون اما تأثير رياضت ظاهر است بر طبع سليم كه غذا در هر هضم فضله دارد از جهت آنكه اگر فضله نداشتى يعنى هيچ زيادتى بر آنچه عوض او مىگردد با غذا نبودى و طبع غذا و آنچه با او مىشود به عينه يكى بودى ، احتياج به هضم و انقلاب نداشتى ، بلكه خود همو بودى . پس چون زيادتى در هر غذايى هست ، طبيعت به يارى جناب متعالى متوجه او مىشود تا آن زيادتى از او كم مىكند و مشابهت تمام به اعضا پيدا مىكند و صورت عضوى بر او فايض مىشود . پس در هر هضمى فضله و زيادتى از او دفع بايد كرد و الّا به مرور ايّام جمع شود و سبب مرضها و المها شود . فضلهء هضم معدى و جگرى و بعضى [ از ] عروقى ، براز و بول است و فضلهء بعضى ديگر [ از هضم ] عروقى و بيشتر اعضا ، عرق است و با وجود اينها عضوى چند مخصوصاند به فضلهاى چند ، مثل دماغ به مخاط و چشم به اشك و گوش به زرده . چون چنين است ، اگر حركت كم واقع شود ، حرارت متوجه ظاهر نمىگردد و اينها در بدن مىبندد و سبب زحمتها مىشود و اگر به داروها مىرانند ، طبيعت از آن خراب مىشود . چنانچه بقراط گفته كه « مثل دارو با بدن مثل قصار است با جامه ، اگرچه به شستن پاك مىكند ، امّا به قوت و كش و واكش مىپوساند و در معرض زوال مىآورد » . پس اولى آن است كه روز به روز نگذارند كه در بدن فضله جمع شود و به حركت دفع كنند و اين حركت پيش اطبا رياضت است و گفتهاند چندان حركت مىبايد كرد كه نفس تيز و مضطرب شود . امّا به حد زيادتى حرارت و بسيارى عرق نرسد . مگر زمانى كه احتياج افتد و هم از اين جهت است كه گفتهاند كه زمانى كه رياضتها در محل خود واقع شود ، هرگز احتياج به مسهل نشود ، بلكه هرگز خستگى واقع نشود و چون رياضت محلل فضول است ، البته منعّش و برافروزندهء حرارت غريزى خواهد بود و حرارت