أبو علي سينا ( مترجم : مجهول )
54
دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى )
به تحليل « 1 » شود . اگرچه به حسب حقيقت ، وقت غذا زمانى است كه جميع هضمها تمام شده باشد ، ليكن به حسب عادت و عرف بعد از هضم عروقى تناول مىكنند ، چنانچه عادت مردم است و العادة طبيعة ثانية . اما مقرر است كه عاقل متامل در غلط كم افتد . اين مقدار در اين محل كفاف است . اما بحث آب و خواب و حركت بر آن « 2 » ، در محل خود مذكور شود . پس باز آيم به دفع مضرت بسيار خوردن كه سبب آن مىشود كه غذا به وصلهء بدن كمتر مىنشيند از جهت آنكه نيكو هضم نمىشود و غذاى كمفضله ، پرفضله مىشود و خلط خام در بدن پيدا مىشود و موجب سدّه و شكم رفتن و ضعف معده و تبهاى عفن و تنگى - نفس و دردهاى مفاصل مىگردد . تدارك اين به امساك بايد كرد و اگر در معده خلط فاسد يابد ، زود دفع بايد كرد به قى يا به اسهال . اگر سردمزاج باشد معجون شهرياران يا كمونى يا معجون ملوكى بايد داد و اگر گرممزاج باشد به شراب گل و قرص طباشير ملين . و بايد كه از شراب تمر هندى و شراب آلو اجتناب كند ، زيرا كه مضعف معدهاند و بر هر تقدير تخفيف طعام چند روز واجب است تا طبيعت به حال خود آيد . [ كم خوردن ] مضرت كم خوردن بسيار است . كه از كم خوردن قوت ساقط مىشود و غشى و ضعف پيدا مىشود و به دق مىانجامد . اگرچه سردمزاج باشد ، غايت اين است كه سردمزاج ، دق پيرى ، يعنى خشكى بىگرمى پيدا مىكند و گرممزاج گداختن اعضا به سبب گرمى پيدا مىكند . تدارك اين آن است كه اندكاندك شروع در غذا خوردن كند و از الطف ميل به اغلظ
--> ( 1 ) . در نسخه اصلى همين « بدل ما به تحليل شود » آمده كه غلط است و « بدل ما يتحلل » درست آن مىباشد كه به معنى « جايگزين آنچه از دست رفته است » مىباشد . ( 2 ) . منظور حركت و فعاليت بعد از غذا است .