أبو علي سينا ( مترجم : مجهول )

116

دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى )

انواع ديگرى هم معجون كندر بود كه به اين نسخه در اينجا بسنده كرديم . معجون لبوب : از اسرار الاطبّاء تأليف شمس الدّين هلالى اردبيلى كه به‌غايت مقوّى باه و دل و دماغ است و رنگ رخسار را نيكو كند و از مداومت‌كننده او قبل از جماع و بعد از آن ايمن است از عرق النّسا و نقرس و نقصان منى و امراض عصبانى . قدر شربتش از دو مثقال تا سه مثقال است و حقير به جهت معتادين افيون ، زعفران و پنيرمايه شتر اعرابى و افيون و بزر البنج و بدل سقنقور ماهى رو بيان كرده و به‌غايت موافق گشته و قدر شربتش از افيون‌دار او نيم مثقال است تا يك مثقال . شيوه ساخت : شقاقل ، خولنجان ، خصيه الثّعلب ، بهمن سرخ و سفيد و لسان العصافير از هريك سه درهم ، سقنقور سه درهم ، حبّ بلسان ، حبّ البان ، فلفل سفيد ، مغز تخم خربزه ، مغز تخم خيار ، تخم گزر ، تخم پياز ، تخم شلغم ، تخم يونجه و خشخاش سفيد خشك و دانة تخم تره تيزك و تخم شبت و تخم گزر شامى و آن دوقو است ، تخم هليون ، خسك مربّى از هريك 1 درهم ، نارجيل ، مغز بادام ، مغز پسته ، مغز حبّ الصنوبر كبار ، مغز حبّة الخضراء ، مغز دانه پنبه و كنجد سفيد مقشّر هفت درهم ، دارچينى ، قرنفل ، سنبل الطّيب ، اسارون ، بسباسه ، كبابه ، سعد ، قرفه ، دارفلفل ، جوزبوا ، نارمشك ، عود ، عنبر اشهب و زعفران از هريك 1 مثقال . مشك يك دانگ و نيم ، زنجبيل ، بوزيدان ، قسط شيرين ، مغز حبّ الزّلم و درونج از هريك دو درهم را با عسل بسرشند و مجرّب و آزموده است . ( تحفه حكيم مومن ) معجون ملوكى : مستعمل جهت قوّهء باه و اشتها و قوّهء مجامعت بسيار مجرّب است ، شيوه ساخت : جوزبوا ، قرنفل ، بسباسه ، لسان العصافير ، بيخ اذخر ، زنجبيل ، دارچينى ، مصطكى ، عود و زعفران از هر يك 3 مثقال ، قاقله و كندر از هركدام يك مثقال ، اشنه 2 مثقال ، مشك نيم مثقال ، قند و گلاب از هر يك ده مثقال . قند را در گلاب حل نموده عسل به - قدر كفاف اضافه نموده و ادويه را بعد از قوام بسرشند شربتى يك مثقال . ( تحفه حكيم مومن ) مغريات : جمع مغرى به معنى چيز چسبنده و لزوجت پيداكننده . مفتحات : جمع مفتح . رجوع كنيد به مفتح . مفتح : و آن دوايى را نامند كه به حركت درآورد ماده‌اى را كه داخل مجارى و منافذ و تجاويف اعضاء مانده باشد بسوى خارج تا آنكه مفتوح گردد مانند فراسيون . ( مخزن الادويه ) مفرح : دارويى را نامند كه تعديل مزاج و تلطيف اخلاط و روح حيوانى و نفسانى نمايد و حزن را زايل سازد و دماغ را قوت بخشد و حواس را نيكو گرداند و كسالت را دور كند . ( مخزن الادويه ) مقطّع : آنچه به سبب حرارت لطيفه نفوذ كند ما بين خلط لزج و سطح عضو ملاصق آن و رفع آن نمايد بدون تصرّف در قوام خلط مانند سكنجبين . ( مخزن الادويه ) مكد : مخفف « من كل دواء » و يا « من كل واحد » يعنى از هر كدام . ملايم : سازگار ، موافق و مناسب طبع . ملطف : و آن دوايى را نامند كه به حرارت معتدلهء خود رقيق گرداند خلط غليظ را مانند حاشا . ( مخزن الادويه ) ملوكى : رجوع كنيد به معجون ملوكى ممتلى : امتلا يافته ، پر ممر : محل مرور و عبور ، گذرگاه . ممل : ملال‌آور من : واحد وزنى تقريبا معادل 3 كيلوگرم منافر : رماننده ، مقابل ملايم منتن : بدبو منعش : نشاطدهنده