أبو علي سينا ( مترجم : مجهول )
11
دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى )
22 بيتى او درباره هبوط روح و انس آن به جسم آدمى و سپس بازگشت آن به جهان مجرد روحانى درماندهاند « 1 » و جمعى نيز مشتاقانه به يافتههاى بيشتر از گنجينه عظيم حكمت او با وجود صدها شرح و توضيح بر شفاى او مىشتابند و دنياى پزشكى نيز همچنان و گامبهگام در جادهاى كه به نور قانون و ديگر آثار طبى او روشن شده در جستجوى صدها نكته شفابخش و راهگشا و نوآورانه و پاسخ سؤالات بسيار خود ، در تكاپو است . بههرحال ، سخن از عظمت و گستردگى آثار به يادگار مانده از زندگى پرماجرا و سراسر نشيب و فراز 57 ساله او مجال موسعى مىطلبد كه جاى آن در اين مقدمه كوتاه نيست . ابن سينا بر خلاف اسلاف خود ( كه پزشكى را فن يا پيشه مىدانستند ) ، پزشكى را شاخهاى از علم معرفى مىكند و بر اين انديشه اصرار مىورزد كه اين علم با باورهاى نادرست و اوهام هيچگونه شباهت و نزديكى ندارد و رسالت آن را همان گونه كه در سرآغاز سخن آورديم حفظ سلامت موجود ، و بازگرداندن سلامت از دست رفته و مفقود مىشناسد و طبيعى است كه بخش نخست رسالت طب ناظر بر بهداشت و حفظ الصحه و بالتبع رسالت طبيب نيز همسو با اين نگاه ، ابتدا پاسدارى و مراقبت از سلامت و سپس تلاش در بازگرداندن سلامت است . تنها كتاب گرانقدر قانون او كه تدريس آن از زمان حيات او به عنوان كتاب مرجع آغاز شده بود علاوه بر يكهزار سال سابقه تدريس در شرق اسلامى ، بيش از 550 سال نيز به طور پيوسته به عنوان كتاب درسى رسمى در دانشگاههاى اروپا تدريس شده
--> ( 1 ) . اين قصيده با مطلع « هبطت اليك من المحل الارفع ورقاء ذات تعزر و تمنع » آغاز مىشود كه به فارسى به نيكويى اينگونه ترجمه شده است : نزول كرد به نزدت ز عالم بالا * ز آشيانه عزت كبوتر ورقاء نهان ز ديده هر عارف از كمال ظهور * عجب چگونه بود هم نهان و هم پيدا و بالاخره آخرين بيت اين قصيده : وجود او به يقين گوييا كه برقى بود * كه جست و باز نهان شد به نور خود ، گويا به نقل از كتاب تاريخ پزشكى ايران ، جلد 2 اثر استاد فقيدم مرحوم دكتر محمود نجمآبادى ، انتشارات دانشگاه تهران