أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
15
قانون ( فارسى )
فصل چهارم سمهاى گياهى 1 - بيش . بدترين سم دنيا است . كسى كه بيش خورده است لبهايش مىآماسند ، زبانش ورم مىكند ، چشمانش برمىآيند ، پياپى سرش گيج مىرود ، غش مىكند . ساق پاهايش از كار مىافتند ؛ كه از كار افتادن ساق پاها نشانهء بدحالى شديد است . كمتر كسى از بيش رهائى مىيابد و اگر احيانا رهائى يابد حتما به بيمارى دق يا سل مبتلا مىشود . بو كردن بيش صرعآور است . اگر جوان نيرومندى افشرهء بيش بخورد فورا جان مىسپارد . علاج بايد بىدرنگ مسموم شده از خوردن بيش را وسيلهء آبپز بزر شلغم وادار به قى كردن كرد . روغن حيوانى با شراب سياه انگورى به هم زنند و پياپى و بلافاصله بخورند و بخورند . پوست بلوط با خمير ترش بپزد و آبش را بخورند . بعد از آن علاج اصلى با پادزهر ، داروى مشك ، ماه پروين ( جدوار ) ، بوجا و ترياق بزرگ است . دارويى هست كه ممكن است تا حدى فايده برساند و از ساير داروهاى ساده بهتر باشد و آن اين است كه مشك را با سونش پادزهر مخلوط كنند و بخورند . يا داروى مشك را با يك درهم مشك - كه بر آن اضافه مىكنند - بخورند . برخى از اطباء گويند بيخ كبر پادزهر بيش است . پادزهرها همگى در علاج سم بيش خوبند و بويژه پادزهرى كه به زاج بلورى مىماند و نخ مانندهايى شبيه به مردارسنگ سفيد شده در آن به چشم مىخورد . جانورى هست كه آن را بيش موش گويند . نوعى موش است كه بيش مىخورد و بر او تأثيرى ندارد . گويند اگر سمىشده از خوردن بيش از گوشت اين موش بخورد اثر بيش از بين مىرود . 2 - قرون السنبل . كه نوعى بيش سياه و باريك و درخشان است . كسى كه از خوردن قرون السنبل مسموم مىشود ، نشانيهاى بيمارى سرسام در او پديد مىآيد ، زبانش سياه مىشود و قطره قطره خون از ذكرش مىچكد . علاج بعد از معالجات مقدماتى كه بيمار را وسيلهء آبجو با روغن گل در حالت ولرم و غيره قى دهى ، يك مثقال كافور را در هفت مثقال گلاب حل كن و بيمار بخورد . داروهاى گذاشتنى كه كافور و صندل در آنها باشد و بسيار سرد و سردىبخش باشند بر كبد