أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
360
قانون ( فارسى )
سركهء مقطر و يا در آب غوره خالص بريز و چند روزى بماند تا حل مىشوند ؛ آنگاه بر آتش نرم بگذار كه آهسته و آرام آنقدر بپزد كه به كلى از هم مىپاشد . سپس آن تفالهء كادى كوبيده يا خاك اره شده را بفشر و افشرهاش را آماده كن ! تا سركه يا آب غورهاى كه كادى را در آن مىريزى بيشتر باشد بهتر است . بعد از آن آب دوغ در مشك به هم زده را بگير و مواظب باش دوغى كه آبش را مىگيرى ابدا كره همراهش نباشد ؛ حال اين به كلى تهى كردن دوغ از كره وسيلهء پالايشهاى مكرر باشد ، يا دوغ را بر آتش بپزى چنان كه آب پنير را مىپزند تا هرآنچه پنيرى است ( چيزى كه از آن كشك مىسازند ) به كلى جدا شود و فقط آب بدون چربى به دست آيد ، فرقى نمىكند . آنگاه با آرد جو و آن آب دوغ كذايى ، فوگان ( فقاع ) بپز و آن را ترشمزه گردان ! بعد از آن فوگان را بپالاى و آبش را دوباره با آرد جو مخلوط كن فوگان از آن بساز و ترشمزهاش كن ! تا بيشتر اين عمل را تكرار كنى بهتر و خوبتر است . از اين فوگان مكرر پنج جزء ، آب سيب ترش پرآب ، آب زالزالك ، آب ليمو ، آب آلوى ترشمزه ، آب افشرهء شكوفهء خرما ، آب ازگيل طبرستانى ، آب شاهتوت خوب نارسيده و هنوز ترشمزه ، افشرهء چغالهء مشمش كه هنوز ترش است ، آب غوره ، افشرهء ريواس ، افشرهء جوانههاى نازك و تر و تازهء تاك ، افشرهء گل محمدى ايرانى ، افشرهء نيلوفر و افشرهء بنفشه هريك سه جزء ، افشرهء گوشت ترنج و افشرهء گوشت نارنج هريك دوسوم جزء ، افشرهء كشنيز سبز ، افشرهء كاهو ، آب برگ سبز خشخاش ، آب كاسنى و آب خرفه هريك يكچهارم جزء ، افشرهء برگ بيد ، آب برگ سيب ، آب برگ گلابى ، آب برگ زالزالك ، آب برگ گل و آب برگ گياه هفتبند هريك يك چهارم جزء ، افشرهء گياه شنگ ، گل محمدى خشكيده ، خشكيدهء نيلوفر ، زرشك ، بزر كاسنى ، بزر كاهو و گلنار هريك نيم جزء . افشرهء نعناع سبز يكششم جزء ، افشرهء زرشك تر نيم جزء . داروهاى خشك و تر را همگى باهم در ديك ريز و بر آتش نه ! آنگاه عدس چهار جزء ، جو پوست كنده دو جزء ، سماق سه جزء و انار دانه سه جزء را در آن ديك با داروها مخلوط كن و بگذار بر آتش بپزد تا تنها يكدوم باقى مىماند . سپس از آتش برگير و بگذار سرد شود ؛ آنگاه با تمام زورى كه در دستها دارى باقىمانده را مچاله كن و بفشر و بعد از آن بپالاى ! اكنون حساب وزن داروها را بكن و در مقابل هر سيصد درهم وزن داروها مجموعا يك مثقال كافور آماده كرده ، بساى و كدويى كه ظرفيت دارو را همگى داشته باشد يا ظرف شيشهاى و يا تنگهاى بياور و گرد شدهء كافور را بر تهش بپاش و به آهستگى دارو را در آن ظرف برگرد كافورى بريز و فورا سر ظرف را چندانكه مىتوانى محكم ببند و بر آتش منقل بگذار و تا وقتى كه نزديك به جوش خوردن باشد بماند . مگذار غلت بخورد و از آتش دورش كن ! سپس خوب آن را بهم بزن و همه را در بستويى بريز و سر بستو را بسيار محكم ببند كه كافور نپرد ( تبخير نشود ) . از اين شربت تا ده درهم تناول مىشود . بعضى از طبيبان بر اين داروى ما حاشيه رفتهاند و سنبل و زنجبيل و زعفران و بزر رازيانه و رازيانه شامى و فلفل و مشك زمين را نيز بر آن افزودهاند و بر حسب تشخيص خودشان و