أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
215
قانون ( فارسى )
و حبوبات را در يك ديگ بريزند و بر آتش بگذارند بجوشد تا به كلى از هم مىپاشند و خوب مىپزند ، بپالايند . بعد از پالايش باز همه را باهم و با حبوبات ديگرى كه با آن پختهاند در ديزى ريزند و در تنور گرم بگذارند و چندان بپزد كه كله سر نيز به كلى محو شود . باز همه را باهم بپالايند . از اين شورباى لذيذ بيست و دو مثقال و نيم سوا كن ! چربى پانزده مثقال ، آرد بادام و مغز گردو از هريك هفت مثقال و نيم با آن بيست و دو مثقال و نيم شوربا به هم زنند و مايهء حقنهء لاغران سازند . و بگذارند كه بر آن بخوابند . چاق كردن تكاندام ما در اينجا دربارهء چاق كردن تكاندامانى از قبيل : دست ، پا ، لب ، بينى ، پوست ذكر و خود ذكر بحث خواهيم كرد ؛ كه چگونه مىتوان از لاغرى نجاتشان داد . چاق كردن يك اندم از اندامان تن به صورت استثنايى ، نبايد از راه غذا خوردن لاغر صورت گيرد ؛ زيرا غذا همهء بدن را بهطور مساوى در بر مىگيرد ؛ پس بايد كارى كنيم كه غذا فقط به اندام مورد نظر برسد و در آنجا بندش آوريم و با مزاج آن اندام سازگارش كنيم . در اين باره كه بايد ماساژ دادن تند كه پوست را سرخ گرداند ، يا استعمال داروى خون به زير پوست كش و بعد از آن باز ماساژ دادن شديد ، و آب نيمهگرم بر آن ريختن و در نتيجه زفتمالى كردن شرح كافى دادهايم . بعضى از طبيبان به جاى زفت ، كرم سرخ خاكى را بر اندام مىمالند كه تأثير زفت را دارد و تو سابقا در اوايل اين بحث ياد گرفتى كه چگونه زفت را استعمال كنى و چگونه مادهء لازم اندام را به اندام برسانى كه راه بر غذا محصور شود و فقط به اندام مورد نظر درآيد ؛ كه نياز به تكرار آن نيست . اما برخى از اندامان بدن در علاج لاغريشان جراحى و نيشتر زدن لازم است ، كه در جاى ديگر آنها را نيز شرح دادهايم . مثلا اگر لب يا بينى كوتاهتر از حد طبيعى باشند ، بايد از وسط پوست را بردرى . و گوشت سفت وسطى را نيز ببرى كه درازتر مىشود و كوتاهى از بين مىرود . فصل دوم زيان چاقى زياد چاقى خارج از اندازهء طبيعى و به افراط بلايى است نعوذ بالله ! زيانهايش بسيار و از اين قرارند : انسان بسيار چاق در حركت كردن تنبل است ، نمىتواند سبكخيز باشد و نمىتواند مانند انسان عادى و طبيعى به كار خود برسد . چاقى و برهم متراكم شدن گوشت بدن فشار بر رگهاى بدن مىآورد و رگها را تنگ مىگرداند و گدار حركت و جريان روان بسته مىشود . افراد بيش از حد چاق راه نفس كشيدن و هواى لازم بركشيدن را ندارند يا بسيار كم دارند ، ازاينرو مزاج روانشان فاسد مىشود و بايد هميشه بيم داشته باشند كه خونشان در تنگنايى گير كند . و شايد