أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

158

قانون ( فارسى )

فصل سوم بهك و برص ( پيسگى ) بهك و برص ( پيسگى ) هر دو سياه و سفيد دارند و هر دو عبارت از لكه‌هايى هستند كه بر پوست بدن ديده مىشوند و غير از آن لكه‌ها است كه از خون‌مردهء خزيده به زير پوست ناشى مىشوند كه علاجش را شرح داديم . - فرق ميان بهك سفيد و سياه و ميان پيسگى سفيد راستين چيست ؟ در صورتى كه هر دو لكه‌اند و بر پوست ديده مىشوند . - بهك هر دو نوعش - چه سياه و چه سفيد - در خود پوست پيدا مىشوند و اگر احيانا به ژرفا تأثير كنند بسيار كم است و چندان از پوست فروتر نمىروند . اما پيسگى در پوست و گوشت نفوذ مىكند و تا سر استخوان مىرسد . سبب اين فرق در هر دو حالت - كه كاملا بهم شبيه نيستند - مربوط به توانايى و ناتوانى نيروى تغييردهندهء مادهء خوب به مادهء بدجنس و لكه‌زا و نيز مربوط به كم‌مايگى و پرمايگى لكه‌زاست . ماده‌اى كه سبب بهك شده است - بهك سياه يا بهك سفيد - كم‌مايه‌تر از آن است كه سبب پيسگى مىشود . و از سويى نيروى رانندهء ماده به سوى خارج تواناتر از آن است كه مادهء پرمايه را بيرون مىراند . ازاين‌رو مادهء بهك‌زا به پوست مىرسد ؛ اما مادهء پيسگىآور - كه غليظ و پرمايه است و نيروى دفع‌كننده چندان از پس آن برنمىآيد كه تا رويه‌اش براند - در همان ژرفا مىماند و با جايى كه بدان مىرسد مخلوط مىشود و مادهء غذايى آن جاى را فاسد مىگرداند و بيشتر بدان مىچسبد و از رنگ قبلى كه داشته است آن را تغيير مىدهد ؛ كه سابقا در شرح ما راجع به نيروهاى طبيعت اين مسأله را درك كرده‌اى ! اگر چنين مادهء بدجنسى در جايى كه بدان رسيده است خود را مستحكم كند و ريشه دواند ، هر غذايى كه به اندام آيد و دست مادهء بدجنس بدان برسد فاسد مىشود ، حتى اگر بهترين نوع غذاى ويژه به آن اندام باشد . گاهى ممكن است مزاج بسيار خوب اندام مادهء بدجنس مهمان خود را از فاسدى برهاند و آن را به غذاى خوب تبديل كند و با خودش سازگار سازد . درست مانند بعضى از درختان كه اگر از سرزمينى به سرزمين ديگر منتقل شوند ممكن است ميوهء خوردنى آن در جاى تازه‌اش سمى شود و ممكن است قبلا ميوه‌اش سمى بوده باشد و در اين منتقل شدن ميوهء خوردنى بدهد ؛ چنان كه جالينوس و غير جالينوس گفته‌اند كه درخت لنج « 1 » تا در ايران است ثمرش سمى است . اما ريشه و نشاى لنج را وقتى به مصر آوردند ثمرش شيرين و غير سمى مىشود . چنان كه بسيارى از انواع جانداران و گياهان برحسب خاكى كه در آن زندگى مىكنند فرق دارند ، اندامان بدن نيز همان حالتها را دارند و نسبت به موادى كه در آنها جمع مىشود كار

--> ( 1 ) - لنج : درختى است بزرگ شبيه درخت چنار ، بارش سبز و كوچك شبيه خرما و شيرين اما بدبوى است و مزه‌اش مطبوع نيست - منتهى الارب .